روزگارى كه نيكوكاران را گناهكار شمرند ، و ستمگران بر بيداد خود بيفزايند . از دانش خود بهرهمند نمىشويم و چيزى را كه نمىدانيم سؤال نمىكنيم و از هيچ آسيبى ، تا بهسرمان نيايد نمىهراسيم .
برخى مردم از تباهى و فساد جز بهعلت پستى و فرومايگى و نداشتن عزم و همت ، خوددارى نمىكنند . برخى نيز شمشير كشيده و شرارت خويش آشكار نموده ، سواره و پياده گرد آورده ، در كمين نشستهاند تا مال و ثروتى به چنگ آورند يا به مقامى برسند . چه معامله و دادوستد زيانبخشى است براى كسى كه جان خود را در بهاى دنيا بدهد ! »
5 . دوستى صلح
از سخنان امام در جنگ صفين است ، وقتى كه در صدور فرمان جنگ خوددارى مىفرمود :
« اما اينكه مىگويند در جنگ تأخير مىكنم ، آيا اين همه تأمل و درنگ من براى ترس از مرگ است ؟ بهخدا قسم من باكى ندارم كه بهسوى مرگ بروم يا مرگ بهسوى من بيايد ! و اينكه مىگوييد در نبرد با اهل شام شك و ترديد دارم ، چنين نيست . من يك روز جنگ را به تأخير نينداختم ، مگر بهخاطر آنكه دوست دارم گروهى به من بپيوندند و هدايت يابند و از روشنايى من بهرهمند گردند . و اين در نزد من محبوبتر از آن است كه آنان در گمراهى بمانند و من با آنان بجنگم ، اگر چه گناه آنان بر خودشان است . »
6 . زيردستان ، زبردستند !
از سخنانى كه در مدينه هنگامى كه بر او بيعت كردند ، به سبك خطابه ايراد فرموده است :