تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 626

مساهمون:

ص٦٢٦
آن چراغى روشن و ماهى تابنده روان ساخت ، در چرخى گردان و طاقى روان . . . ! شما اگر بخواهيد يكى از الفاظ موزون اين عبارت‌هاى جالب و زيبا را تغيير داده و كلمه‌اى غيرمسجع به‌جاى آن بگذاريد ، خواهيد ديد كه چگونه فروغ و تابش آن به خاموشى مىگرايد ، زيبايى و جمالش از بين مىرود و ذوق و طبع ، اصالت و عمق خود را كه مقياس و سنجش آن به‌شمار مىرود ، از دست مىدهد . پس مراعات سجع در گفتارهاى علوى ، يك ضرورت هنرى است كه طبع آميخته با صنعت خواستار آن است و اين به‌هم‌آميختگى ، آن چنان است كه گويى هردو از يك سرچشمه روان گشته و نثر را به‌صورت شعرى درآورده است كه داراى وزن و آهنگ بوده و معنا را آن چنان با ظواهر لفظى همگام مىسازد كه جالب‌تر و شيرين‌تر و بهتر از آن مقدور نيست . و از نشانه‌هاى مسجّع گفتارهاى امام ، سخنانى است كه در آنها به‌طور زيبايى ، نغمه‌ها و آهنگ‌ها در همديگر فرو رفته و به‌هم آميخته‌اند ، آن‌چنان كه موزون‌تر و زيباتر از آن ، از نظر سجع و وزن ، به‌گوش نخورده است . و نمونهء آن قطعاتى است كه اندكى پيش نقل كرديم و سپس اين نمونهء ديگر است كه گوش دل و جان را نوازش مىدهد : « من روز تازه‌اى هستم و بر ضد تو شهادت مىدهم ، پس در من سخن نيكو بگو و عمل خير انجام بده كه مرا ديگر نخواهى ديد » . اگر ما بگوييم : در اسلوب و سبك علىبن ابىطالب ، آشكارى معنا ، بلاغت بيان و سلامت ذوق هنرى به‌طور شگفت‌آورى گرد آمده‌اند ، سخن گزافى نگفته‌ايم و خوانندگان مىتوانند به نهج‌البلاغه رجوع كنند تا ببينند سخنان علىبن ابىطالب چگونه از سرچشمه‌هاى دور و دراز روان گشته و در چه كسوت زيبا و آراستهء هنرى ، جريان يافته است . در اين تعبيرات و سخنان نيكو ، به درستى دقت كنيد : « شخصيت انسان در پشت زبان او پنهان است » و « بردبارى و حلم ، به‌مثابه قبيله و خاندان است » و « هركس كه چوبش نرم باشد ، شاخه‌هايش انبوه گردد » و « اگر كوهى