جرمش درگذريد به تقوا نزديكتر خواهد بود » و اين پارهاى از آن است :
« خداى را ، خداى را ، دربارهء همسايگانتان به ياد آريد .
خداى را ، خداى را ، دربارهء فقيران و مسكينان به ياد آريد و در وسايل زندگىتان آنان را شركت دهيد .
با مردم همانطور كه خدا فرموده سخن به نيكويى گوييد ، و امر به معروف و نهى از منكر را فرو مگذاريد . به فروتنى همت گماريد و به بذل مساعى و احسان دو جانبه .
از بريدن پيوند دوستى و از تفرقه و كنارهجويى و روى برتافتن ، بگريزيد . »
لحظهاى بعد ، رو به مردم كرد ، به همهء مردم و گفت : « ديروز همدم شما بودم ، امروز مايهء عبرت شما هستم ، و فردا دور از شما . خدا مرا و شما را بيامرزد » تا در برابر مردم و در برابر پروردگار جهانيان فروتنى نموده باشد . آنگاه نخست براى خويشتن آمرزش طلبيد و بعد براى مردم .
* * * ضربت در سپيدهدم جمعه وارد آمده بود ؛ امام دو روز درد كشيد و دم نزد . به خدا متمسّك بود و پياپى سفارش مىكرد كه با مردم خوشرفتارى كنند و بر شكستهدلان ترحم نمايند . تا شب يكشنبه بيست و يكم رمضان سال چهلم هجرى كه از دنيا رفت .
فرزانهء غريبى زندگى را بدرود گفت كه دوست و دشمن يكسان آزردندش .
بزرگمردى غريب كه شهيد زيست و پدر شهيدان از دنيا رفت . شهيد پايمردى شد و دعوت به نيكى ؛ شهيد فرزانگى شد و قهرمانى . شخصيتى كه هرگز بند نمىپذيرفت و گرد ذلت بر تن نمىخواست و هماره به بلندى و والايى مىگراييد و پيكارگرانه گام در طريق ارتقاى حيثيت آدمى مىزد و در اين نبرد ، سازشناپذير و بىامان بود .
آن ابر مرد از دنيا بىآنكه دولتى به پا كند برفت تا پس از قرنها ، دولتها به نام خوشيمن و پرافتخارش بهپا سازند و نام مباركش مايهء آشتى و صلح و صفا گردانند و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 583
مساهمون: جورج جرداق
ص٥٨٣