اولىترى و از كسى كه قرآن را برداشته ، سزاوارتر هستى . » طراح اين حيله عمرو عاص بود . ياران على به شدت از عمرو عاص متنفّر بودند و همانگونه كه يعقوبى توصيف كرده است : او دين خود را در همراهى با على به دنياى خود در همراهى با معاويه فروخت .
على حكميت را نپذيرفت ، زيرا از حيلهگرى و نقشههاى آنان آگاه بود . اما ياران او به شدت با هم اختلاف كردند كه آيا حكميت را با توجه به اين كه براى ترويج قرآن مىجنگند و به آن دعوت شدهاند ، بپذيرند و يا اين كه آن را ردّ كنند ، به اين دليل اكنون پيروزى آنان حتمى است و شاميان در انديشهء نيرنگ افتادهاند ؟
اين دو انديشه در ميان لشكريان على هواخواهانى داشت و هر دو گروه به نظر خود پافشارى مىكردند . اما مصيبت و گرفتارى على از ناحيهء يارانش بيش از دشمنانش بود ، زيرا به گفته حبران خليل جبران : على چون پيامبرى بود براى مردمى ديگر و زمانى ديگر كه حتى نزديكترين افرادش نيز او را درك نكرده بودند .
در ميان سربازان على هميشه كسانى بودند كه مخالف آن حضرت بودند ، به او خيانت مىكردند و در كارهايش اخلالگرى مىنمودند . چه كسانى كه در دوستى خود زيادهروى مىكردند و چه كسانى كه از همراهى با آن حضرت ناراضى بودند . از جمله اينها ، اشعث بن قيس بود كه طمعهاى بسيار داشت ؛ در سرش انديشههايى ناپاك موج مىزد و چندين بار به حضرت خيانت كرده بود ، ولى خيانت او در صفين آشكارتر بود .
هنگامى كه قرآنها بالا رفت ، اشعث پيش على آمد و گفت : « فكر مىكنم مردم دعوت شاميان را پذيرفتهاند و خرسندى آنها اين است كه دعوت مردم شام را به داورى قرآن بپذيرند . اگر بخواهى ، نزد معاويه مىروم تا ببينم نظر او چيست ؟ »
اختلاف لشكريان على بالا گرفت . اشعث به بازگشت و حكميت فرا مىخواند و على و يارانش نمىپذيرفتند . كم كم به طرفداران پذيرش حكميت اضافه شد و برخى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 544
مساهمون: جورج جرداق
ص٥٤٤