اين شعار را تكرار مىكرد .
اين دسته نه تنها دشمنى خود با على را آشكار كردند ، بلكه از آن حضرت خواستند به اشتباه خود اعتراف كند و حتى از او خواستند چون حكميت را پذيرفته و درنتيجه كافر شده است ، بايد به آن اعتراف كند و از معاهدهاى كه با معاويه منعقد كرده ، صرف نظر نمايد . با چنين شرايطى حاضرند با او همراه شده و بجنگند و در صورتى كه علىاين شرايط را نپذيرد عليه وى خروج مىكنند .
على حاضر نشد با عقيدهء آنان همراه شود ، زيرا چگونه ممكن است مردى كه هميشه به پيمان خود وفادار بوده ، پيمانش را بشكند ؟ و چگونه ممكن است مردى كه تاكنون لحظهاى كفر نورزيده و كار خلافى انجام نداده و به هيچ انسانى بدى نكرده است ، اقرار كند كه كافر شده است ؟ ! اگر على همچون معاويه و عمرو بن عاص پيمان شكن بود ، به پيشنهادهاى مخالفين جديد خود ( خوارج ) تسليم شده و دل آنها را به دست مىآورد ، و به كمك آنان به نبرد ادامه مىداد و پيروز مىشد !
در چنين شرايطى بود كه على دربارهء كار خود و مردم مىانديشيد و در حالى كه قلبش از آتش حسرت مىسوخت ، با بيانى موجز ، چنين گفت :
اى مردمى كه به شما نيرنگ زدند و نيرنگ را پذيرفتيد و حيلهگرى حيلهكاران را شناختيد و باز در پيروى از هواى نفس پافشارى نموديد ! در آشوب و اشتباهكارى آن قدم برداشتيد و از حقّ آشكار روى برگردانده و از طريق مستقيم منحرف شديد سوگند به آن خدايى كه دانه را مىشكافد و بشر را مىآفريند سوگند ياد مىكنم كه اگر دانش را ازمعدن آن آموخته بوديد و نيكى را از موضعش اندوخته بوديد و راه روشن را انتخاب كرده بوديد و حق را از راه آن رفته بوديد ، راهها براى شما روشن مىشد ، نشانهها برايتان آشكار مىگرديد و هيچ يك نيازمند نمىشديد و به هيچ يك از شما مسلمانان و يا هم پيمانانتان ظلمى روا نمىشد .
* * *
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 547
مساهمون: جورج جرداق
ص٥٤٧