آنها تسليم كند . عثمان باز هم در دفاع از مروان پافشارى كرد ، انقلابيون نيز بر درخواست بازجويى مروان و محاكمهء او سرسختى و پافشارى نمودند .
هنگامى كه عثمان به نظرِ خود مبنى بر عدم تسليم مروان پافشارى كرد ، مردم خشمگين ، خانهء عثمان را محاصره كردند و محاصره به طول انجاميد . آب را بر روى عثمان بستند ، تا به خواستههاى مردم تسليم شود ؛ اما عثمان تسليم نگرديد و از بالاى بام سر برآورد و گفت : آيا على عليه السلام در ميان شماست ؟ مردم گفتند : نه ! عثمان دوباره گفت : آيا سعد در ميان شماست ؟ مردم گفتند : نه ! عثمان گفت : آيا كسى هست كه به على عليه السلام خبر بدهد كه به ما آب برساند ؟
هنگامى كه اين خبر به على عليه السلام رسيد ، با شهامت و شجاعت معروفى كه داشت سه مشك آب را در اختيار گروهى از ياران و همراهانش گذاشت و به آنها سفارش كرد حتى به قيمت جانشان ، آب را به عثمان برسانند . آنان كه مأمور رساندن آب به عثمان بودند ، با انقلابيون درگير شدند و برخى مجروح شدند ولى سرانجام آب را به عثمان رساندند .
در اينجا بود كه امام على عليه السلام فصل جديدى از شهامت و شجاعت علوى را به فصلهاى زندگى خويش افزود ؛ شهامتى كه على عليه السلام را از ثروتاندوزى و سودطلبى و ستمگرى به خشم مىآورد و نيز او را قهرمان لطف و مهربانى نسبت به انسانها ، از جمله عثمان مىكند ؛ يعنى كسى كه بنىاميه او را در دام خود گرفتار كرده و راه او را به سوى قلبها بستهاند و در سير او به سوى عدل و انصاف مشكلات بسيارى ايجاد كردهاند . عثمان در خانه محاصره شده و مردم مىخواهند او را بكشند و از آب محرومش ساختهاند !
به على عليه السلام خبر رسيد آنان مىخواهند خون عثمان را بريزند ! على عليه السلام با شتاب راه افتاد . در پيشاپيش آن حضرت دو فرزندش حسن و حسين عليه السلام ، عبدالله بن عمر و عدهاى از مهاجرين و انصار و فرزندانشان رهسپار بودند . آنها همگى نزد انقلابيون
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 503
مساهمون: جورج جرداق
ص٥٠٣