تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام - عهد بست تا يكى از فرزندان خود را در راه خداى كعبه كه به او ايمان داشت قربانى كند . او مىخواست با اين كار به پيمانى كه با خداى خود بسته بود وفا نمايد و به همين سبب نذر كرده بود : اگر خدا ده پسر به او عنايت فرمايد يكى از آنان را در كعبه قربانى نمايد . عبدالمطلب هنگامى از اين كار منصرف شد كه فال‌گيرى به او گفت : خداى كعبه از كشتن پسرش راضى نيست . بنىهاشم در اعتقاد اخلاقى خود صادق بودند و چكيدهء آن يارى مظلوم ، پناه دادن به بىپناه و دفاع از ستم‌ديدگان و مستمندان بود . آنان بانى تشكيل پيمان مشهورى بودند كه همراه با گروهى از قريش - به جز بنىاميه - آن را امضا كرده بودند . در اين پيمان آمده بود : « بايد در كنار مظلوم بود تا حقش را بازستاند و بايد در امور زندگى با يكديگر همكارى و برادرى نمود ؛ بايد روياروى قدرتمندان بايستند تا به بيچارگان ستم نكنند و بايد از ستمگرى ساكنين شهر نسبت به افراد غريب جلوگيرى نمود . » انگيزهء تشكيل اين پيمان آن بود كه : مردى از قريش ، جنسى را از فرد غريبى خريده بود . قرار بود پولش را پس از مدتى بپردازد . اما آن مرد قريشى با اتكاى بر قدرت و خاندان و شهرش از يك سو و غربت و فقر و گمنامى آن مرد غريب از سوى ديگر ، از پرداخت پول او خوددارى كرد . فرياد عدالت‌خواهانه بنىهاشم براى يارى مرد غريب و ستم‌ديده و مجازات مرد قريشىِ متجاوز برخاست و بدين‌گونه پيمان فوق را بين خود منعقد ساختند . بنىاميه به علت مخالفت با اين پيمان ، به نبرد با آن برخاستند . شايد رهبرى دينى كه ميراث بنىهاشم در عصر جاهليت بود ، با طبيعت و اخلاق نمونه آنان سازگارى داشت . اين اخلاق و سرشت در نهاد اين خانواده ريشه دوانيده بود و از رفتار پدران به انديشه پسران مىرسيد و با آن رشد مىيافت . اين‌گونه اخلاق
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 447 | جورج جرداق / خسرو شاهى