يك نتيجهگيرى منطقى به آيندهء آنان پى برد و به درستى دريافت زمانى فرا مىرسد كه ميل شديدى به سودجويى ، قدرتطلبى و تحقير و توهين به انسانها را آشكار مىكنند و سرچشمههاى سودجويى شخصى را به چنگ مىآورند . به همين جهت بود كه در ميان عدهاى از خود اين مردم ، اين سخن روشنگر را بيان فرمود : « هنگامى كه فرزندان عاص به سىتن برسند ، مال خدا را مال خود و بندگان خدا را بندهء خود مىكنند ! »
براى شناخت خاندان و فرزندان 1 يش ، 2 قريش ، تاريخ قريش را از نظر تمايلات و خواستهها بررسى مىكنيم تا آنان را يك به يك بشناسيم .
اختلاف ميان بنىاميه با بنىهاشم و فرزندان ابىطالب ، پيش از آنكه با نبرد بر سر قدرت آغاز شود به اختلاف نظر ايشان دربارهء مفهوم « قدرت » و به پيش از پيدايش اسلام باز مىگردد . ريشهء اين اختلاف عميق ميان اين دو گروه به روش تربيت ، خاستگاه ، عملكرد و ديدگاههاى كلى نسبت به حقيقت اشياء باز مىگردد . به همين جهات ، تفاوت بسيارى در موقعيت ، اخلاق و روش كار و تدبير ميان آنان بهوجود آمد . بنىهاشم و بنىاميه در جاهليت در كنار يكديگر قدرت داشتند ، با اين تفاوت كه سهم بنىهاشم رياست دينى بر مردم دوران جاهليّت بود و بنىاميه زمامدارى سياسى و اقتصادى و رياست ادارى را بر عهده داشتند .
همهء مورخان عرب و غيرعرب در اين نكته همرأى هستند كه رياست دينى بنىهاشم همچون كاهنانى كه رهبرى بتپرستان قديم را داشتند ، نبود ؛ كسانى كه كهانت را وسيلهاى براى فريب دادن سادهلوحان و بهرهبردارى از ايمان آنان قرار مىدادند ، به گونهاى كه موجب جمع مال و بسط نفوذ و رهبرىهاى سودجويانه مىگرديد . بلكه برعكس ، آنها مؤمن به خداىكعبه و حلال و حرام او بودند . آنان معتقد به اخلاقى بودند كه عنصر جوانمردى در آن چشمگير بود . ايمان بنىهاشم ، راستين بود و خدعه و نيرنگى در آن راه نداشت ؛ مثلًا عبدالمطلب هاشمى - جدّ
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 446
مساهمون: جورج جرداق
ص٤٤٦