عثمان كه همهء قدرتها را به خانوادهء خود اختصاص داد ، در تدبير امور كشور و ولخرجى اموال ملت بنا به خواستههاى اقوام خود عمل مىنمود . او دست فرمانداران و نمايندگان خود را كه اغلب آنها از اقوامش بودند ، در همهء شهرها باز گذاشت و آنها هم به خودكامگى پرداخته و ملت را تحت فشار قرار دادند . آسايش ملت را سلب كردند و اموال مردم را به سود خود گردآورى كردند . كار فرمانداران عثمان و نمايندگان او بهجايى رسيد كه در عصر او خلافت نزديك بود رنگ منافع شخصى بهخود بگيرد . همان منافع شخصى و نامشروعى كه اسلام مخالف آن بود و با سادهترين اصول عدالت اجتماعى هم سازش نداشت .
پس از اندك مدتى ، نمايندگان مردم شهرها براى شكايت از فرمانداران و نمايندگان عثمان به مدينه آمدند ، تا خودسرى و قانونشكنى آنان را بازگو كنند ، و انتظار داشتند كه عثمان كمى از انصاف عمر را داشته باشد . . . البته عثمان هم به آنان وعدهء انجام خواستههايشان را مىداد ، اما آنان در يكى از مسافرتها كه رهسپار شهرستان بودند ، نامهاى از مروانبن حكم بهدست آوردند كه در آن دستور قتل همهء نمايندگان مردم شهرها به هنگام ورود به شهرشان ، صادر شده بود !
نمايندگان از رفتن به شهرهاى خود منصرف شده و بار ديگر به سوى مدينه پايتخت مسلمانان آمده ، و از عثمان خواستند مروان - همان كسى را كه دستور قتل اين گروه را داده است - به آنان تحويل دهد ؛ اما عثمان به اين كار تن در نداد . نمايندگان هم به خواستهء خود پافشارى كردند ، اما عثمان تقاضاى آنان را نپذيرفت . اين روش ، آتش خشم نمايندگان را شعلهور ساخت و عثمان ناچار شد در خانهء خود بماند .
علىبن ابىطالب عليه السلام نزد عثمان رفت و كوشيد برپايهء اصولى منطقى اختلاف را از بين ببرد ، اما تلاش او سودى نبخشيد ، زيرا عثمان برخواستهء خود پافشارى كرد و روش او به دشمنى و اصرار مردم خشمگين افزود . با گرويدن مردم خشمگين مدينه و شهرهاى ديگر ، انقلابيون تقويت شدند . آنان با ناراحتى و عصبانيت خانهء عثمان را
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 439
مساهمون: جورج جرداق
ص٤٣٩