تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
دوران عمر هر روز پيروزى جديدى نصيب مسلمانان مىشد ، و كار پيروزى مسلمانان به آن‌جا كشيد كه پايه‌هاى حكومت اسلامى بر ويرانه‌هاى كاخ‌هاى كسرى و قيصر بنا گرديد ، اما دستى ، با وارد آوردن ضربه‌اى ناجوانمردانه به كار عمر پايان داد . البته باوركردنى نيست كه بگوييم : عمر به واسطهء مسائل شخصى كشته شد ، و به خاطر كينهء خصوصى ابولؤلؤ با او به قتل رسيد با اين‌كه اكثر مورخين عرب و خاورشناسان بيگانه معتقدند علت قتل عمر از كينهء شخصى ابولؤلؤ و ماليات دو درهمى وى سرچشمه مىگرفت . ولى ما مىتوانيم در صحتِ اين ادعا و انگيزه‌هاى اين حادثه ترديد كنيم ، زيرا بعيد نيست عمر با يك نقشهء سياسى به قتل رسيده باشد ، و اين نقشه به دست افرادى كه عمر ، دست‌شان را در غارت‌گرى و اختلاس بيت‌المال و يا نفوذ در دستگاه ادارى باز نگذاشته بود ، طرح و اجرا شده باشد . و همان كسانى كه در ژرفاى روحشان هواى رياست و سودجويى ريشه دوانيده بود و از عدم سازش و انعطاف‌ناپذيرى عمر و سركوب شدن افكار و آرزوهايشان به تنگ آمده بودند ، همان‌ها وى را به دست كسى سپردند كه او را به قتل برساند . « عثمان‌بن عفان » سومين خليفه هم كشته شد ، ولى علل قتل عثمان با علل قتل عمر متفاوت است ، زيرا عثمان گروهى را گرد خود جمع كرده بود كه گمان مىكرد آنها آدم‌هاى خوبى هستند . رهبر اين عده « مروان‌بن حكم » بود . مروان كسى است كه گفتارها و اندرزهاى او به عثمان در بيشتر موارد به زيان شخص عثمان و مسلمانان بود . به حكم اطرافيانِ فاسد و آلوده‌اش ، سياست عثمان رنگ سودجويى و مصلحت خانوادگى به خود گرفت . و به همين دليل ، هنوز بر كرسى حكومت تكيه نزده بود كه استانداران ، فرمانداران و بخش‌دارانى را كه عمر انتخاب كرده و اصول عدالت را به آنان تلقين نموده بود ، از كار بر كنار ساخت ، و به‌جاى آنان خويشاوندان خود را گماشت .