برخى از اين امثال و حكمتها ، تنها عقل و برخى تنها وجدان را مخاطب قرار دادهاند ؛ اما خطاب بيشتر آنها به عقل و وجدان با هم است . آن دسته از حكمتها و داستانهايى كه روى سخن با عقل دارند ، با نهايت دقت هدفگيرى شدهاند و نتيجه ذهن انديشمند و عقل خلاقى است كه خير و شرّ روزگار را به چشم ديده و تجربههايى اندوخته است كه پرده از حقايق برمىدارد و آنها را نمايان مىسازد .
حكمتها و داستانهاى امام چنان با حقايق در ارتباط هستند ؛ كه گويا بر اساس قواعد دقيق هندسى بنا شدهاند و به سبب تعابير زيبايى كه در آنها بهكار رفته است ، در زيباترين چارچوب فنى و هنرى ممكن جلوه يافتهاند . بههمين خاطر است كه امثال و حكمتهاى امام از لحاظ معنايى و معمارى زبانى جزو شاهكارهاى ادبيات كلاسيك عربى بهشمار مىروند . اين سخن بر تمام آنچه فرزند ابوطالب پديد آورده و در نهجالبلاغه گرد آمده است ، صدق مىكند .
امام على در شيوه بيان حكم خود ، اختيار مردم را سلب نمىكند و آنان را به خود مىگذارد ، تا هرگونه كه صلاح مىدانند ، عمل كنند و روى همين اصل است كه در ساختار بيانى اين گونه از حكمتها ، شكل دستور يافت نمىشود . حكمتها ، بيشتر در قالب خبرى و تهى از گونههاى دستورى - چه امر و چه نهى - ساخته شدهاند . اين حكمتها ويژگى و ذات دوست و دشمن ، نيكوكار و بدكردار ، عاقل و احمق ، بخشنده و بخيل ، راستگو و دورو ، ستمديده و ستمكار ، نيازمند و مرفه ، صاحب حق و ناحق را متبلور ساختهاند ؛ همچين معنا و مفهوم اخلاق نيكو و سالم و اخلاق زشت و ناسالم ، اوضاع و احوال نادان و دانا ، ساكت و سخنگو ، سبكسر و بردبار ، ويژگىهاى آزمند و قانع ، چگونگى و احوال دشوارىها و راحتىها و تغييرات و بالا و پايينهاى زندگى ، و اثرگذارى آنها در اخلاق و كردار مردم و ديگر مواردى كه شمارش و دستهبندى آنها در قالب فصل و بخش ناممكن است ، همه اينها بر پايه واقعيت استوار شدهاند و عقل سليم بدون تاثيرپذيرى از شرايط زمان و مكان مىتواند از آنها
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 392
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٩٢