خداوند از خراج براى آنان تعيين فرموده است . از اين اموال ، وسايل جهاد با دشمن را فراهم مىنمايند و در ديگر احتياجات خود بهكار مىبرند . پايدارى دو صنف : سپاهى و متصدى وصول خراج ، به قاضيان و عاملان و دبيران است كه قاضيان ، معاملات و عقود مورد احتياج مردم را بهاستوارى بهسامان رسانند ، و عاملان تأمين منافع نمايند ( يعنى حفظ امنيت ميان مردم بنمايند و خراج را وصول كنند ) ، و نويسندگان و دبيران آنچه را مربوط به عامه مردم است ، يا اختصاص بهخود والى دارد ، بنويسند و در اين امر مورد اعتماد والى باشند .
پايدارى همهء اين صنوف بهوجود بازرگانان و صنعتگران است كه اين طبقه گرد يكديگر برآيند و براى سودبردن خود بازارها تشكيل دهند . و نيز احتياجات مردم را به آن اندازه كه از ديگران ساخته نيست ، برآورند . اما افراد بىنوا و حاجتمند : بايد به آنان مساعدت و يارى كنى . خداوند درباره هر يك از اينان دستورى داده و بهعهده والى است كه حق هر كدام را ، به آن مقدار كه نياز دارد ادا نمايد . تنها با سعى و كوشش و استعانت از خداوند است كه والى مىتواند وظيفه خود را بهحق و شايستگى انجام دهد . . . جان خود را به پيروى از حق استوار نمايد و در راه حق چه بر او آسان بگذرد چه دشوار باشد ، شكيبايى را پيشه سازد .
فرماندهى سپاه را بهكسى ده كه بهنظر تو ، بيش از ديگران مطيع اوامر خداوند و رسول و امام بوده و نسبت به اجراى آن دلسوزتر باشد . كسى كه پاكدامنتر و بردبارتر از سايرين است ، زود خشمگين نمىشود ، و اگر مقصر پوزش خواست مىپذيرد و آرامش خاطر پيدا مىكند . نسبت به ضعيفان مهربان و از زورگويان دورى مىگزيند .
سختى كار ، او را برنيانگيزد و سست عنصرى ، او را از كار باز ندارد . با همهء اينها داراى تبارى بلند و خاندانى شريف و سابقهاى نيكو بوده و بزرگوار ، دلير و بخشنده باشد كه دارندگان اين خصال مجموعهاى از جوانمردى و نيكوكارى هستند . وقتى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 362
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٦٢