نه ستمگر ، نه ستمكش
مردم خوار و زبون ، پيش من عزيزند تا حق آنها را بستانم و مردم عزيز و نيرومند در نزد من خوار و زبونند تا حق را از آنها بازپس گيرم .
امام على
بههمان اندازه كه انسان زيبايى را دوست دارد ، از زشتى متنفر است و بههمان مقدار كه عدالت را مىخواهد از جور و ستم فرار مىكند ؛ و به آن اندازه كه بهگرمى هستى كشيده مىشود ، از سردى عدم مىترسد . و گامهاى وى او را از پستى و بلندى زمينها و بيابانها و كوهها و صخرهها نمىگذرانند مگر آنكه بهديار محبت و جهان دوستىها برسد و البته آن كسى كه از زشتى روى برنگرداند ، زيبايى را هم خوش نخواهد داشت .
روشهاى على در مسائل همگانى ، زنجيروار بههمديگر پيوند داشته و بهطور ناگسستنى بههم پيوستهاند . و امتيازهاى على در مديريت ، حكومت ، رهبرى و اخلاق بزرگ ، چنان در همديگر تنيده شدهاند كه شخصيت بىنظير و يگانه على در شكل يك وحدتِ بههم پيوسته و جداناپذير از آنها تشكيل يافته است . آرى او يگانه است ! و آنگاه انقلاب وى بر ضداحتكار و استثمار ، در واقع انقلابى بر ضد ستم و ظلم و ستمكاران تبهكار است . و آنگاه سختگيرى او بر ثروتمندان و زورمندان و گروه بىعرضگان جاهطلب كه ثروت و نيروى خود را در راه آزار و شكنجه مردم بهكار