امكان انتقام مىيافت ، ولى عفو مىكرد . و سپس براى غالب و مغلوب - هر دو - دلسوزى مىنمود و او اگر از جانب دشمن بهصلح خوانده مىشد ، با خشنودى و گشادهرويى آن را مىپذيرفت و شادباش مىگفت : « زيرا كه در صلح آسودگى براى سربازان و راحتى از غم و اندوه براى مردم ، و امنيت براى كشور وجود دارد » . و او ، اوامر و دستورهاى فراوانى به فرمانداران و سرداران سپاهش مىفرستاد و بهآنها سفارش مىكرد كه همگى اين راه و روش را پيش بگيرند ، و اين به موازات سفارشها و توصيههاى وى در اين زمينه بود كه احمقانه نجنگند و مانند سرداران و جنگجويان دوران قديم شمشير را بهسرعت و بهآسانى و سادگى بيرون نكشند و بهكار نبرند . و در اين باره مىگويد : « دستها و شمشيرهاى خود را به هوادارى زبانهايتان بهحركت در نياوريد » و باز مىفرمايد : « من كسى را بهخاطر سوءظن كيفر نمىدهم » و : « من با دشمن نمىجنگم تا بر او اتمام حجت كرده باشم ، اگر توبه كرد و برگشت ، از او مىپذيريم و اگر فقط تصميم به جنگ بر ضد ما داشته باشد ، خداوند را بهكمك طلبيم و نبرد كنيم » .
و ما بهزودى ، درباره برخوردهاى على بن ابىطالب با دشمنان تجاوزكارش به تفصيل سخن خواهيم گفت .
* * * براى تحكيم پايههاى صلح بين افراد و ملتها و بهخاطر ابراز نفرت از جنگ ، انسان بايد در قبال انسان ديگر بهعهد و پيمان خود وفادار باشد . و البته فرقى ندارد كه اين پيمان ، بين پيروان يك مذهب ، يا مذاهب گوناگون باشد و يا در بين فرزندان يك ملت و يا گروهى با ديگران منعقد گردد و يا ميان دو دوست ، يا دوست و دشمن ، يا صلحجو و جنگجو برپا شود . و در هر صورت ، بر پيمان بايد وفادار بود . از نظر على بن ابىطالب و در حكومت وى ، مذهب ، مليت ، حالت صلح يا جنگ ، نمىتوانند مانع وفادارى بهعهد و پيمان گردند . و اين براى آن است كه وفادارى به پيمان - چنانكه
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 335
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٣٥