تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
آراسته گردند و مىگويد : « اگر شما راه حق را بپيماييد . . . و در پرتو نور اسلام قرار گيريد ، هيچ مسلمان و معاهدى ستم و ظلم نمىبيند » . او آن‌گاه كه مسلمانان را به‌خاطر كوتاهىكردن در يارى حق و قصور در برطرف‌ساختن ظلم از شهر « انبار » « 1 » ، توبيخ و سرزنش مىكند ، مىگويد چرا جلو تجاوز نماينده معاويه ، « سفيان بن عوف اسدى » را نگرفتند ؟ و او بر برادران و خواهران‌شان ، اعم از مسلمان و معاهد كه در آن شهر بودند ، ظلم و تعدى كرد ، و مىگويد : به من خبر رسيد كه يكى از سربازان دشمن ، بر يك زن مسلمان و يك زن معاهد وارد شده و خلخال و زيور آنها را به‌زور از آنان گرفته است ؟ . . . اگر مرد مسلمانى پس از اين واقعه از تأسف و اندوه بميرد ، جا دارد و نبايد او را سرزنش كرد . و او وقتى محمدبن ابوبكر را به فرماندارى مصر انتخاب كرد ، عهدنامه‌اى براى او فرستاد كه در آن مىگويد : من به تو سفارش مىكنم كه با اهل ذمه با عدالت رفتار كنى و داد مظلوم را بستانى و بر ستمگر سخت بگيرى و از خطاى مردم درگذرى و تا آن‌جا كه مىتوانى نيكى بكنى . البته دور و نزديك بايد در نزد تو ، در حقوق يك‌سان باشند . على پس از آن‌كه نظر او را به اهل‌ذمه جلب كرد ، دستور داد به همه مردم توجه كند و با گذشت و اغماض با مردم رفتار كند ، و اين به‌خاطر آن بود كه موضوع مساوات در ذهن او تحكيم يابد . و در پيمان وى با مسيحيان « نجران » اين عبارت را مىخوانيم : « نه ستم ببينند و نه حقى از حقوق آنان پايمال گردد » . و على خون‌بهاى يك نصرانى را مانند ديه يك مسلمان قرار داد !
هامش
( 1 ) . انبار يكى از شهرهاى قديمى عراق بود كه در سمت شرقى فرات قرار داشت . م
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 317 | جورج جرداق / خسرو شاهى