تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
رجال دينى ، مظهرى از مظاهر عبوديتى بود كه به شكل عادت درآمده و از اصالت انسانيت و زيبايى ، بر كنار بود . * * * و ما ، وقتى امروز با تعصب دينى و مذهبى مىجنگيم و مىدانيم كه تعصب دينى بىمورد در هر صورت مقبول نيست ، مىبينيم كه برخى ملت‌ها اين تعصب را به تعصب‌هاى كشنده‌تر و خطرناك‌ترى تبديل كرده‌اند : تعصب به‌خاطر مليت‌ها و نژادها ، يا تعصب براى مذاهب سياسى كه هيچ‌گونه گذشت و اغماض و عفوى در آن راه ندارد و از هيچ چيزى روگردان نيست ! چنين تعصب‌هايى از جهل و حماقت و سودپرستى ويران‌كننده‌اى انباشته است . براى آن‌كه يك فرد متعصب به‌طور ضمنى مىگويد كه حق همان است كه او دارد و فقط آنچه را كه او فهميده است ، حق است ! و نظريه صحيح درباره جهان ، همان است كه او مىگويد و رأى و نظر او درباره مسائل انسان و زندگى ، حقيقت تغييرناپذيرى است كه هيچ‌گونه انعطاف و تعديلى را نمىپذيرد . و از اين‌جاست كه هواداران تعصب‌هاى نژادى يا مذاهب و مكتب‌هاى سياسى ، دانسته يا ندانسته ، در گرداب « دگماتيسم » غرق مىشوند ! و جزميّت نسبت به مذهب يا مسلك نوعى از جمود و مرگ است و چگونه اين موجودات زنده در گردابى از قيود غرق مىشوند كه تحميل آنها بر جماد طبيعت نيز سزاوار نيست ؟ ! و چطور مىتوان از اندازه‌هاى وزن و مساحت ، براى انسانى كه محدوديت نمىپذيرد ، حدودى برپا داشت و يا براى زندگى پرتحرك و در حال تكامل ، قيودى ساخت ؟ او در اين‌صورت دگرگون مىشود و مانند آب راكد مىگندد و از تكامل و تحول منحرف مىگردد ، و آن‌گاه نه انسان و نه زندگى ، مفهوم صحيحى نخواهند داشت . و گويا اين تعصب ، با همه رنگ‌هايش ، از روزگار باستان در سرشت گروهى از مردم بوده است و اين امام بزرگوار از جنگ بر ضد يك تعصب دينى فارغ نشده ، خود را براى جنگيدن با ساير مظاهر و انواع تعصب آماده مىسازد . و او تعصب براى يك