تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
على ، از واحدهاى مقياس زمانش نبود . او هيچ عربى را بر عجم ترجيح نمىداد ، زيرا در وجدان على انسان در خلقت برادر انسان ديگر بود و او به هيچ‌وجه با رؤسا و زعماى قبيله‌ها سازش‌كارى نداشت ، چنان‌كه پسر هند ، سازش‌كارى مىنمود . ولى على از كسى به نفع خود ، با مال ملت دل‌جويى نمىكرد و به‌سوى خود نمىخواند . روزى مالك اشتر نخعى به على گفت : ما با اهل بصره به‌وسيله خود مردم بصره و مردم كوفه جنگيديم در صورتىكه همه با تو موافق بودند و رأى و نظر آنها يكى بود ، ولى بعد از جنگ وقتى كه تو با همه آنها به عدل رفتار كردى و با حق در ميان آنها عمل نمودى و بين شريف و غير شريف ، فرق نگذاشتى - به‌طورى كه در نزد تو ، شريف بر غير شريف هيچ برترى پيدا نكرد - نظر مردم عوض شد و اختلاف هويدا گشت و نيت و عزم آنها به سستى گراييد و تعداد نيروها نيز كم شد . گروهى از آنان ، وقتى حق شامل حال آنها هم گرديد ، به شكايت درآمدند و وقتى در عدالت مطلق واقع شدند ، اندوهناك گشته و از طرفى كارها و خوش‌رقصىهاى معاويه را با ثروتمندان و توانگران و اشراف ديدند ، خود را به او فروختند ، زيرا اكثريت مردم حق را زيرپا گذاشته و باطل را مىخرند و اگر تو هم مال و پول را بذل و بخشش كنى ، گردن‌ها به‌سوى تو كشيده مىشود و مردم به سوى تو مىآيند و محبت و دوستى آنها يك‌طرفه مىگردد و به تو تعلق مىيابد ! على بلافاصله به او جواب داد : دربارهء آنچه گفتى كه رفتار و كردار ما با عدل و حق است ، خداوند مىفرمايد : « كسى كه عمل صالحى انجام دهد براى خود انجام داده و كسى كه كار بدى كند ، به ضرر خود كرده و خداوند هيچ وقت به بندگان ظلم و ستم نمىكند » و من از آن بيمناكم كه مبادا در انجام عدالت قصورى كرده باشم . اما آنچه گفتى حق بر آنها گران آمد و آنها به‌خاطر آن از ما جدا شدند ، خداوند مىداند كه آنها به خاطر ستم و ظلم از ما جدا نشدند و وقتى كه از ما جدا شدند ، به عدالت پناه نبردند . و اما آنچه از بذل و بخشش
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 286 | جورج جرداق / خسرو شاهى