تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

حاكميت توده

بدون مشاوره ، خيرى در كار نخواهد بود . من فردى از شما هستم ، سود و زيانى كه براى شما باشد براى من هم هست . با توده مردم باشيد ، زيرا دست خدا همراه جماعت است . دل‌هاى مردم گنجينه حاكم است ، هرگونه عدل يا جورى را كه در آنها بگذارد ، همان را بازخواهد يافت . امام على سخنى گفت كوتاه و رسا ، ساده و عميق مانند خود حقيقت كه گويى شراره‌اى از عقل و ندايى از روح است : « شگفتا ! آيا خلافت به رفاقت و خويشى بستگى دارد ؟ » چنان‌كه گذشت ، خلافت پيش از آن‌كه به علىبن ابىطالب برسد ، در شُرف تغيير شكل به نظام سلطنت اموى بود و يا همان‌وقت هم به سلطنت اموى تبديل شده بود ! حكام ، فرمانروايان ، وزيران ، وزارت‌طلبان و وزيرتراشان يقين كرده بودند كه حكومت همواره حق آنهاست و با عواملى از قبيل روابط خانوادگى ، حسب و نسب ، پول‌ها و رشوه‌هايى كه براى تثبيت آن خرج مىشود و يا مذاكرات و معاملاتى كه به‌عمل مىآيد ، به‌دست آنها مىرسد . و هم‌چنان عادت كرده بودند كه به حقوق ملت چنان نظر كنند كه گويا چگونگى آن منوط به اراده واليان و زمامداران است ! و هر نيك