خمودى و دورى از عمل و كار سودمند و مفيد همراه باشد ، ترجيح مىدهد . « 1 » افزون براين ، آيا در گفتار پيامبر كه مىفرمايد : « هركس از شما كه كار بد و زشتى را ديد ، با دست خود آن را تغيير دهد و آنكس كه نتوانست با زبان خود و آنكه به آنهم قدرت نداشت در قلب خود - كه اين ضعيفترين مراتب ايمان است - در تغيير آن بكوشد » اشاره آشكارى بر اين نيست كه بايد عملى را انجام داد كه نفع آن همگانى باشد و سودش عايد عموم مردم گردد ؟ و همچنين اشاره صريحى بر مسئوليت سنگينى نيست كه جامعه و فرد ، هردو ، در برچيدن زشتىها بهعهده دارند ؟ البته احاديث نبوى زيادى وارد شده كه بهطور قطع مىرساند فضيلت و برترى آن كسى كه بهنحوى و بهشكلى به مردم خدمت مىكند ، بهمراتب بيشتر از مقام و فضيلت عابد و زاهد نمازگزار است !
هامش
( 1 ) . توضيحاً بايد يادآور شد عبادات اسلامى هرگز مانع از كار و كوشش نيست و اگر انسان با توجه به حقيقت آنها ، آنها را برپا دارد ، او را در راه كار بهتر و سودمندتر براى مردم بانيت پاكتر ، آمادهتر و مجهزتر مىنمايد . و بديهى است كه عبادات اسلامى هيچگونه رابطهاى با گوشهنشينى و دورى از كار و اشتغال به ذكر و ورد گفتن گروهى مسلماننما ندارد .
و البته روزه در ماه روزه ، در ايام سفر بهطور كلى ساقط است تا انسان دچار مشكلاتى نشود ، چنانكه در صورت اضطرار نيز وجوب آن موقتاً بر طرف مىشود ، ولى به بهانه كار و معاش نمىتوان واجبات اسلامى را ترك كرد و با توجه به اينكه اوقات عبادات اسلامى محدود است و از ساعات روز و ايام هفته و ماه و سال ، قسمت بسيار ناچيزى را اشغال مىكند ، نمىتوان گفت كه آنها را بهخاطر كارهاى ديگر ، بايد كنار بگذاريم و فقط بهخاطر ماديات زندگى كنيم ! و اگر ضرورتى در پيش باشد نخست بايد از خواب و تفريح و گردش و غيره كسر كنيم نه از عبادات ! . . . فتواى ! غلط آقاى حبيب بورقيبه ، رئيسجمهورى تونس كه چندسال پيش آن را صادر فرمود ! كه كارگران بهخاطر كار بيشتر ! ، بايد ماه رمضان را روزه نگيرند ، ناشى از عدم فهم حقيقت روزه بود و انگيزهاى جز غربزدگى و تظاهر به تجددطلبى و روشنفكرنمايى نداشت ! اگر بورقيبهها ، واقعاً بهخاطر « سازندگى » مىخواهند كارگران به وقت خود اهميت بدهند ، آنها را از شركت اجبارى در ميتينگهاى قلابى و استقبالها و جشنها و دمونستراسيونهاى ضدملى و غيره بازدارند ، نه از نماز و روزه كه باعث تهذيب نفس و پاكى روح مىگردد . و در هر صورت ، واجبات اسلامى جز در صورت اضطرار ، تعطيلبردار نيست خواه آقاى بورقيبه به لزوم آن فتوا بدهد و يا روشنفكران كافهنشين ! ويسكىخوار ، هوادار آن باشند . . . م .