تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
دوست تا حد تكلف و تشريفات بىجاست . على در فكرى كه اظهار مىكرد ، يا پند و اندرزى كه مىداد يا در مالى كه مىبخشيد و يا از بخشش آن جلوگيرى مىكرد ، خودنمايى و تظاهر نداشت . اين خصلت چنان با طبيعت على آميخته و همراه بود كه صاحب‌غرضان نتوانستند او را به مكر و حيله وادارند و چاپلوسان تملق‌گوى از اين‌كه نظر او را به‌سوى خود متوجه سازند ، مأيوس و نااميد شدند و از اين‌جا بود كه به على نسبت سنگدلى و بىرحمى ، خشونت و تكبر بر مردم مىدادند ! ولى امام نه به‌طور عمد و نه به‌نحو ساختگى ، سنگدل و بىرحم و متكبر نبود ، بلكه هرچه از او سرمىزد ناشى از طبيعت و سرشت او بود ، بدون آن‌كه كوچك‌ترين تصنع ، تكلف و ريا و خودنمايى در كار باشد . ولى چون اكثريت آنهايى كه دور او را گرفته بودند ، غرض‌آلود و سودجو بودند و على به آنها بدگمان شد ، به خود تكلف راه نداد كه اين بدگمانى را پنهان بدارد ، و از اين‌جا بود كه آنان على را متهم مىساختند كه سنگدل و متكبر است ! درستى درك ، و احساس و اظهار آن ، نه تكبر و خودخواهى و نه خشونت و سنگدلى است ، بلكه على به‌شدت تكبر و خودپسندى را تقبيح مىكرد و چه بسيار بود كه او فرزندان و ياران و فرمانداران خود را از تكبر و خودپسندى نهى مىكرد . از سخنان او در نصيحت آنان است : « هرگز خودپسند مباش » و « بدان كه خودپسندى به هيچ روى شايسته نيست و آفت خردها و انديشه‌هاست » . على تكلّف را حتى در نزد ثناگويان هم تقبيح مىنمود . گاهى يكى از آنان در مدح و تعريف او راه افراط مىپيمود و على او را از ادامه سخن بازمىداشت و مىگفت : « من كمتر از آن هستم كه تو مىگويى » و گاهى مطلب برعكس مىشد و گوينده ، او را متهم مىداشت و على بدون تكلف ، آنچه را كه از باطن و نيت او مىدانست ، پنهان نمىكرد و مىگفت : « بالاتر از آنم كه در دل دارى » ! على تكلف دوستانش را در دوستى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 156 | جورج جرداق / خسرو شاهى