تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨

پاكدلى

از امتيازهاى اخلاق على ، پاكدلى او بود . او از مخلوقى كينه به دل نداشت و هيچ‌گونه دشمنى را ، حتى نسبت به سخت‌ترين دشمنانش كه هميشه از روى حسادت و بددلى بر او كينه مىورزيدند ، نمىشناخت . او فرزندان و نزديكان خود را ، پيش از مرگ خود ، از كشتن نزديكان قاتلش - ابن ملجم - نهى نمود و بر كشته‌شدن طلحه - كه سر على را مىخواست - گريه كرد و با شور و سوز صادقانه و دوستانه‌اى در مرگ او ناله كرد و رثا گفت . به اصحاب خود توصيه كرد پس از وى با خوارج جنگ نكنند ، در صورتى كه آنها با على جنگيدند و قاتل او نيز يكى از آنان بود و همين خوارج به همان مقدار او و يارانش آزار و اذيت كردند كه معاويه و عمروبن عاص و يارانشان بر او و اصحابش آزار رسانيدند . و اين توصيه شايد براى آن بود كه على احساس مىكرد كه خوارج در عين اشتباه و گمراهى ، طالب حق‌اند . از همه اينها گذشته ، در سراسر تاريخ زندگى على و اخبار مربوط به آن ، چيزى كه حاكى از خصلت كينه‌ورزى او نسبت به دشمنانش باشد ، وجود ندارد . على حتى از خود معاويه هم كينه‌اى در دل نداشت . او در دل خود بر حق و در زبانش بر صراحت و در دست خود بر شمشيرش ، تكيه كرده بود . كينه توزى از طبيعت‌هاى مردانگى نيست و تن به ظلم‌ندادن و از ستم به ديگران آشفته‌شدن از خصلت‌هاى مردانگى است . ولى اين طبيعت زيباى على - كه حتى اجازه نمىداد كينه‌توزى نسبت به دشمنانش و آنهايى كه مرگ او را مىخواستند ، به‌وجود آيد - در ميان گروهى از كينه‌جويان بددل و افراطى ، گرفتار شده بود . سخنان پرارج على هميشه حاكى از اندوه جانكاهى است . . . اندوه و غم از آن‌كه او چنان پاكى و مهر دارد و ديگران آن‌چنان مكر و نيرنگى دارند .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 158 | جورج جرداق / خسرو شاهى