غلوآميز ، و تكلف دشمنانش را در دشمنىِ افراطآميز ، دوست نمىداشت و مىگفت :
« دو گروه در باره من به هلاكت افتادند : دوستانى كه راه اغراق مىپيمايند و دشمنانى كه راه افراط مىروند » . و اين از آن روست كه در هر افراطى ، نشانههاى تكلف پيداست ! او نه تكبر مىورزد و نه تواضع مىكند ، زيرا در هر دو ، تكلف وجود دارد ، بلكه او خود را آن چنان كه هست نشان مىدهد . . . او صريح بود ، به سان صراحت حق و صراحت طبيعت .
آيا شما در بين مردم كسى را ديدهايد كه روش ساده و زيبايى چون على داشته باشد ؟ على را ديدند كه مقدارى خرما خريده ، و در چادرشبى پيچيده و خود آن را مىبرد . بعضى از آنهايى كه او را ديدند ، گفتند : اجازه بدهيد براى شما بياوريم . على با كمال سادگى گفت : « عيالوار ، خود به بردن آن سزاوار است » !
از اشتباهات رايج آن است كه تواضع عمدى را فضيلتى از فضايل انسانى بشماريم ، بلكه آن نوعى از تكلف بىجا و نامربوط است و على هيچوقت به اين معنا فروتن نبود . ولى او متكبر هم نبود ، بلكه او آنطور كه بود خود را نشان مىداد ، بدون آنكه به يكى از اين دو فكر كند ، زيرا هيچكدام از آنها از صفات اين بزرگمرد نبود . اما اينكه گروهى او را متكبر و عدهاى متواضع مىديدند ، اشتباه از كسانى بود كه به او مىنگريستند و حالت على را از جانب خود تفسير مىنمودند و على از هر دوى اين صفات مبرّاست .
مؤلف كتاب عبقرية الامام مىنويسد : « على با سر برهنه بهسوى دشمنان جنگجوى خود مىآمد ، در حالى كه آنان غرق در اسلحه و آهن بودند . در اينصورت آيا جاى شگفتى است كه او با دلى باز و پاك و بىنيرنگ بهسوى آنها بيايد و آنها غرق در مكر و حيله باشند ؟ »
اما خشونت : هرگز در اخلاق امام وجود نداشت ، بلكه او سرتاپا گذشت و صفا ، صراحت و سادگى بود .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 157
مساهمون: جورج جرداق
ص١٥٧