سياست و حكومتش ، اسلوبى خاص و روشى جديد داشت . عبادت على آنچنان است كه گويى شاعرى مجذوب در مقابل وجود مطلق با دلى پاك و توجهى تام مىايستد و هنگامى كه زيبايى اين هستى براى او كشف و روشن مىشود ، اين آيه زيبا را از خود مىخواند كه در آن دستور كاملى براى پارسايى آزادگان و عبادت بزرگان ، نهفته است : « گروهى خدا را به اميدى پرستش كردند و اين عبادت سوداگران است . گروهى از ترس خدا او را مىپرستند و اين عبادت بندگان است و گروهى ديگر براى سپاس و شكر خدا را پرستش كردند و اين عبادت آزادگان است ! » .
پس عبادت امام ، كارى منفى از قماش عبادت فردى ترسو و يا سوداگر نيست - چنانكه عبادت بسيارى از مردم چنين است - بلكه عمل مثبت انسان بزرگى است كه خود و جهان هستى را مىنگرد و برپايهء خرد مردى پرتجربه و عقل فيلسوف و قلب شاعر ، استوار است !
با همين مفهوم درباره عبادت و تقوا بود كه على مردم را دعوت مىكرد تا در راه صلاح همهء انسانها پرهيزكارى كنند ، يا در راه كار بزرگترى از اميدى سوداگرانه در نعمتهاى جهان ديگر . . . على مردم را به تقوا و پرهيزكارى مىخواند تا شايد از اين راه به عدالت بپردازند و حق مظلوم را از ظالم بستانند و مىگفت : « برشما باد تقوا و پرهيزكارى . . . و عدالت بر دوست و دشمن » . و از نظر امام ، تقوا سودى ندارد مگر آنكه تو را وادارد كه حق را پيش از آنكه به چشم ببينى ، بپذيرى ، و بر آن كس كه دشمن دارى ، ستم روا ندارى و در راه آنكس كه دوست دارى ، به گناه آلوده نشوى ، و بر كسى نيرنگ و حيله نورزى و از آنكه بر تو بدى كرده ، درگذرى !
زهد
هركس كه معناى عبادت را اينچنين درك كند ، او به زندگى همانطور مىنگرد كه علىبن ابىطالب مىنگريست ! او ديگر به هواى متاع دنيوى و لذت زودگذر ، زندگى