كه ابوطالب پس از مرگ عبدالمطلب درباره محمد انجام داده و او را در دامن خود پرورش داده بود .
* * * از چنين احاديثى ، به اثبات اين موضوع مىرسيم كه پيامبر يكنوع برادرى ويژه با علىبن ابىطالب ، احساس مىكرد و روح و جان على نيز از اين برادرى آكنده بود .
پيامبر افكار عمومى را متوجه عظمت انسانيّتى مىكرد كه در شخصيت على تجسم مىيافت و مىخواست نشان دهد كه على شايستهترين و بهترين فردى است كه مىتواند بعد از وى شرايط رسالت را بهجاى آورده و اصول آن را به انجام رساند .
علاوه بر روايتهاى قطعى ، انوار تابناك نشاندهندهء اين ارادهء جهان هستى است كه على قسمتى از ذات پيامبر بود و همين اراده ، امكانات و مناسباتى را آماده ساخته كه در آنها خصلتها و فضايلى براى على فراهم گردد كه كسى را در آنها ياراى شراكت با وى نيست .
على در كعبهاى بهدنيا آمد كه بعدها قبلهء مسلمانان جهان گرديد . و اين درست به هنگامى بود كه دعوت اسلامى در وجود محمد شكل يافته بود ؛ اگرچه امكانات موجود ، اجازهء بروز آن را نمىداد ، و در آن هنگام ملجأ و پناهگاه محمد ، خانهء پدر على - ابوطالب - بود .
على نخستين كسى بود كه نماز پيامبر و همسر او خديجه را ديد او اولين فرد مسلمانى است كه به هنگام پذيرفتن اسلام ، هنوز به مرحلهء جوانى نرسيده بود ، و وقتى اعتراض كردند كه چرا بدون مشورت و اجازه پدرش اسلام آورده است ؟
بلافاصله گفت : خدا وقتى مرا آفريد ، با ابوطالب مشورت نكرد ! و من چه نيازى دارم كه براى عبادت و بندگى خدا ، با او به مشورت بپردازم ؟
و طىّ روزگارى ، اسلام فقط در خانه محمد بود و تنها محمد و همسرش و پسرعموى او على و غلامش زيدبن حارثه مسلمان بودند .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 121
مساهمون: جورج جرداق
ص١٢١