تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
كجا است و چيست آيا آن مختصات را چه در حالت فردى و چه در حالت تركيبى با آن واحد ( روح يا من ) مورد مطالعه قرار داده‌ايد ، يا بدون آن واحد معمولا پاسخ اين سؤال چنين است كه ما كارى با روح يا من نداريم ما مىخواهيم انسان را بشناسيم درست با اين پاسخ ما اعتراف مىكنيم كه ما در سر سفره ماهى مىخوريم در صورتى كه ماهى به مجرد اين كه از آب گرفته شده است ، جاندار بودن خود را از دست داده است . 3 - بسيار خوب ، هر يك از اين مختصات انسانى را چگونه مورد تحقيق و شناخت قرار مىدهيم پاسخش روشن است ، با اصول پيش ساخته اى كه فرهنگ خاص ما آنها را پذيرفته است و اگر قدرت تجريد تحقيق و كاوش در واقعيات انسانى از فرهنگ رسوب شده را داشته باشيم ، با هدف گيريهاى خاص و نظريات كلى كه ما در باره انسان داريم ، سراغ شناخت قطعات مختص انسان مىرويم . اين هم عبارت است از پختن قطعات ماهى در تابه كه موضعگيرىهاى خاص من هم در اين جريان شناخت ادويه و رب گوجه و آبليموى آن قطعات سرخ شده مىباشد .

عامل تخريبى « جز اين نيست » ها در شناخت قطعه قطعه‌هاى انسان

اگر در شناخت تجزيه اى انسان به همان مقدار كه در شناخت و ساختن هر يك از اجزاى يك ماشين عمل مىشود ، قناعت مىشد ، قناعت مىشد ، علوم انسانى از ضرر « جز اين نيست » ها نجات پيدا ميكرد . توضيح اين مسئله چنين است كه شناخت يك جزء ضرورى يا مفيد براى ماشين ، احتياج به تجربه و پژوهشهاى مخصوص به خود دارد كه در صورت تكميل ، آن جزء ساخته مىشود و در ماشين مفروض كار خود را در ارتباط با ديگر اجزاء انجام مىدهد . حتى جزء ماشينى كه مورد تحقيق و ساخت قرار مىگيرد ، به جهت ارتباط با ديگر اجزاء ماشين ، نمىتواند
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 77 | محمد تقي جعفري