تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

قطعه قطعه‌هاى بريان شده انسان در كتابها كه اغلب محققان و دانشگاهيان امروزى در سفرهء علوم انسانى مشغول خوردن آن مىباشند

اين جانب اين مثال ساده را بارها تكرار كرده‌ام كه مثل روش تجزيه اى محض در شناخت انسان درست شبيه به اين است كه يك ماهى زنده را از آب بگيريم و سپس آن را بياوريم منزل و بدست كدبانو بدهيم و بگوئيم امروز براى ناهار ماهى بپزيد كه مىخواهيم با چند نفر مهمان عزيز ماهى بخوريم . كدبانو ماهى را از ما مىگيرد و آن را با كارد آشپزخانه قطعه قطعه مىكند و در تابه سرخ مىكند ، آن گاه مقدارى مواد ديگر مانند ادويه و رب گوجه و آبليمو هم با آنها مخلوط مىكند و سفره را پهن مىكند و هر قطعه از ماهى را توى بشقاب جلوى يك نفر مىگذارد و مىگويد : ميهمانان عزيز ، بخوريد اين ماهى را ، نوش جانتان . حال بايد ببينيم ما ماهى مىخوريم نه هرگز زيرا : 1 - در همان لحظاتى كه ماهى را از آب بيرون آورده‌ايم ، حيات ماهى رهسپار ديار نيستى گشته است اين حيوان آن موقع ماهى واقعى بود كه در آب شناور بود و اكنون جز مواد جامدى از آن حيوان باقى نمانده است . 2 - اين مواد جامد هم همان مواد نيست كه چند ساعت يا چند روز ، يا چند ماه پيش از آب در آمده است ، بلكه با گذشت زمان هر چه بيشتر تغييراتى در اين مواد جامد بوجود آمده است ، مخصوصا براى اين كه در مقدار زمان طولانى گنديده نشود ، مقدارى عمليات از قبيل در يخچال گذاشتن و در نمك خواباندن و غير ذلك در مواد بدن ماهى انجام گرفته است ، آن گاه كدبانو قطعات ماهى را در تابه و در گرماى زياد با روغن سرخ مىكند و ادويه و رب هم به آن مواد مخلوط مىكند . 3 - خورندگان قطعات ماهى هم به جهت اختلاف وضع مزاجى و عادتى كه دارند ، با ذائقه‌هاى مختلف آن قطعات را تناول مىكنند و سپس همه آنها مىگويند امروز ناهار ماهى خورده ايم