تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
مىبيند و تفسير مىكند . اين است آن روشى كه در مبناى « جز اين نيست » صورت مىگيرد . آنچه كه باعث شگفتى است ، اين است كه با اين كه محققان تجزيه گرا بهتر از همه مىدانند يا بايد بدانند كه اگر « جز اين نيست » هاى گذشتگان واقعيت داشت و مغزهاى بشرى مجبور بودند كه به آن « جز اين نيست » ها معتقد شوند ، نوبت به محققان بعدى كه خود گويندهء « جز اين نيست » امروزى يكى از آنان است نمىرسيد . بايد در اين پديده بيشتر بيانديشيم كه هيچيك از محققان و دانشمندان حاضر نيست « جز اين نيست » ديگرى را بشنود ، و متأسفانه با اين حال باز با جملهء مزبور بسته شدن فعاليتهاى مغزى ديگران را اعلان مىكند ما آن موقع مىتوانيم معتقد شويم كه انسانشناسى ما جريان منطقى خود را سپرى مىكند كه بررسى مختصات انسانى اگر چه شمارهء آنها از هزارها بگذرد ، بدون جملهء « جز اين نيست » جريان پيدا كند . روش تجزيه اى پس از آنكه وحدت شخصيت و وحدت حيات انسانى را مختل ساخت ، مشكلات فراوان و غير قابل حل منطقى را بدنبال آن بوجود مىآورد . از آن جمله : يك - هنگامى كه يك بعد انسانى مورد اهميت شديد دانشمند قرار گيرد ، مقدارى از معلومات مستند به واقعيت آن بعد ، مثلا قدرت پرستى به خوبى روشن مىشود و با منطق تجربه و مشاهده تطبيق مىشود ، ولى بدانجهت كه ديگر ابعاد انسانى به واسطهء اهميت دادن و متمركز ساختن همهء قواى مغزى و عشقى كه شخص محقق به بعد مورد علاقه خود مىورزد ، از ديدگاه ناپديد مىشود ، ولى از واقعيت محو و نابود نمىگردد . هنگامى كه آن ابعاد قيافهء خود را به محقق نشان مىدهد و تفسير و توجيه علمى خود را مطالبه مىكند ، مجبور است همهء آنها را چه با احساسات و چه بوسيلهء اصول پيش ساخته و چه با هدفگيرىهاى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 80 | محمد تقي جعفري