تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
از نتايج منفى روش تجزيه اى ، مسائلى است كه از بىتوجهى و مسامحه كارى متفكرانى ناشى مىشود كه ضرورت روش تركيبى را در شناخت ابعاد و استعدادهاى انسانى ناديده مىگيرند و از بدست آوردن بينش و آگاهيهاى فراگير و مختصات پر اهميت اتحادها و وحدتهاى آن ابعاد و استعدادها محروم مىمانند ، و از اين محروميت و ناتوانى اختيارى ، نتيجهء ضرر بار ديگرى پديد مىآيد كه معرفتهاى جهان بينى كلى را رو به تنزل و سقوط مىبرد . مسئلهء دوم - مطلبى است كه مىتوان آن را با يك تشبيه ساده بيان نمود : فرض كنيم در يك بيابان بسيار پهناورى مىگرديم ، به يك نقطه اى مىرسيم كه ميليونها آجر بسيار محكم و خوب در آن نقطه انباشته شده است ، سپس به راه خود ادامه مىدهيم ، در فاصلهء صدها كيلومتر از آن نقطه به محلى مىرسيم كه ميليونها تن تير آهن در آنجا رويهم انباشته شده است . باز به راه خود ادامه مىدهيم و پس از صدها كيلومتر به جائى مىرسيم كه ميليونها كيسه سيمان اعلى در آنجا رويهم چيده شده است . هر يك از اين مصالح ساختمانى به طور بسيار فراوان در فاصله‌هاى دور از هم وجود دارد ، اما كو ساختمان حقيقت اين است كه ما امروزه ناله و شيون از كمى مصالح ساختمانى نداريم ( البته نه اين كه ما همهء مصالح ساختمان انسانى را بدست آورده‌ايم ) بلكه نقص كار متفكران امروزى در اين است كه به فكر ساختمان نيستند و يا چه اعتراف بكنند و چه اعتراف نكنند از به وجود آوردن ساختمان از آن همه مصالح ناتوانند .

نتيجه منفى يكم در روش تجزيه اى

روش تجزيه اى نخستين كارى را كه انجام مىدهد قطع روابط واقعيات از يكديگر است كه آن روابط مانند رابطهء عليت يا واسطه در انتقال ، خواص آن واقعيات را به يكديگر منتقل مىسازند . مثلا پديدهء اراده در حالات معمولى با