و كمترين انحراف و انعطافى از خود نشان ندادند . و همچنين استعداد انعطاف به رشد و كمال و اخلاق فاضلهء انسانى .
12 - جبر و آزادى و كميت و كيفيت و نقش مؤثر آن دو در حيات آدميان ، آشنائى و اطلاع كامل آن حضرت از اين دو پديدهء بسيار با اهميت را در خلال سخنان و روش زندگى آن بزرگوار ، به هيچ وجه نمىتوان مورد ترديد قرار داد .
اگر اين دو پديده و مختصات آنها كمترين ابهامى براى آن حضرت داشت ، همهء لحظات زندگى فردى و اجتماعى وى به آن قاطعيت و جديت كه نظيرش در تاريخ انسانها بجز در شخصيتهاى پيامبران اولو العزم ديده نمىشود ، نمىگذشت .
در زندگى وى نه شكى ديده مىشود و نه اضطرارى در بارهء مبانى اصلى و پديده - هاى فرعى حيات . نه شوخى و تردد و نگرانى زندگى او را مختل ساخته است و نه دروغ و حيله پردازيها . جهان هستى براى او مانند آشيانه اى بوده است گوئى كه با دست خويشتن ساخته باشد ، چنين بود جهان براى على بن ابي طالب ( ع ) زيرا او توانسته بود خود را براى خود وابسته به كمال ، در حد اعلا بسازد .
با نظر به مطالب مزبوره است كه ما در اين مجلد از ترجمه و تفسير نهج - البلاغه انسان را در هر دو قلمرو « آن چنان كه هست » و « آن چنان كه بايد » هم از ديدگاه قرآن و هم از ديدگاه نهج البلاغه مورد بررسى قرار مىدهيم :
انسان آن چنان كه هست آيا انسان آن چنان كه هست از ديدگاه اسلام قابل شناسائى است
صاحب نظران جوامع و ملل در همهء دورانها درصدد شناختن اين موجود كه انسان ناميده مىشود بر آمده ، از ديدگاههاى گوناگون فلسفى و علمى و دينى و اخلاقى در اين مسئلهء عظمى سخت كوشيدهاند . احتمال اين كه بشر در بارهء شناخت خويش هيچ كارى را انجام نداده است ، يا ناشى از بى اطلاعى است و يا نسبى بودن معلومات و تجارب در بارهء انسان كه داراى ابعاد بسيار متنوع