2 - درد و ناگوارى نادانى ، او در ميان مردمى زندگى ميكرد كه باستثناى معدودى انگشت شمار در آن درد مهلك غوطه ور بودند .
3 - چهرهء زيباى درون حاميان حق و حقيقت و قيافهء زشت و پليد هواداران باطل و نفاق ، هر دو موضوع براى آن بزرگوار در نهايت وضوح بود .
4 - ابعاد انسان در حال فردى ، او به جهت داشتن موجوديت فردى و اطلاع از ابعاد آن ، با قطع نظر از جزئى از اجتماع بودن ، فرديت آدمى را خوب مىشناخت و از استعدادها و احساس موجوديت مستقل او آگاهى كامل داشت كه باضافهء توصيهها و دستورات اصلاحى فرد در اجتماع ، سفارشات و اوامر مربوط به موجوديت مستقل فرد را بطور اكيد صادر مىفرمود .
5 - ابعاد انسان در حال تشكل اجتماعى در سخنان آن حضرت مخصوصا در دستورات و بياناتى كه به واليان و سرپرستان جوامع قلمرو زمامداريش مانند فرمان مالك اشتر صادر ميكرد ، با اشكال گوناگون مشاهده مىنمائيم .
6 - قدرت ، امير المؤمنين ( ع ) از هر دو درجهء قدرت ( درجهء يكم در هنگام زمامداريش و درجهء دوم در دوران پيامبر اكرم « ص » ) در حد اعلا برخوردار بوده و هيچ كسى مانند او از عهدهء شناخت و كاربرد منطقى - الهى اين پديدهء بسيار ضرورى براى هستى جهان و انسان و در عين حال بسيار خطرناك بر نيامده است . با نظر به اهميت شگفت انگيزى كه پديدهء قدرت دارد ، مىتوان گفت : اگر يك انسان قدرتى را در يك اجتماع بدست بياورد و بتواند از آن قدرت بدون حذف و محو نمودن بعدى از انسانهاى جامعهء خود ، در اصلاح حال آنان بهره بردارى نمايد و مالكيت بر خويشتن را با دارا بودن به آن پديدهء ضرورى و در عين حال خطرناك از دست ندهد ، اين شخص بدون ترديد بزرگترين انسان شناس است كه انسان را در هر دو قلمرو « انسان آن چنان كه هست » و « انسان آن چنان كه بايد » كامل شناخته است .
7 - ناتوانى و بينوائى ، اين پديده را نيز امير المؤمنين عليه السلام به خوبى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 57
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٧