نقطههاى تاريك من زياد است « دست از حركت بردارد و قانون من يا روح را در اين رابطه ناديده بگيرد . چارهء اين نقيصه اينست كه از آن مقدار روشنائيها كه در بارهء خويشتن دارد ، حد اكثر استفاده را نموده و در صدد تقليل تاريكيها برآيد و بر روشنائىها بيفزايد . اين آگاهىها كه گفتيم فقط متكفل ادارهء حيات خويشتن در دو قلمرو انسان و طبيعت مىباشد و نمىتواند قانون من يا روح را تأمين نمايد . يك آگاهى ديگر داريم كه عبارتست از آگاهى به من يا روح در مجموع هستى هدفدار . اين يك آگاهى فوق العاده سازنده است كه انسان بداند كه باضافهء لزوم افزايش روشنائىهاى او در بارهء خويشتن ، [ اگر چه در اين زندگانى از كمترين آگاهى برخوردار گردد ] يك نوع روشنائى در موجوديت انسان لازم است كه اگر بوجود بيايد وجود تاريكىها و مجهولات مزاحم حيات او نمىباشد ، يعنى حيات به جهت تغذيه از آن آگاهى و الا خود را تباه نمىبيند و احتياط و حسابگرى را ضرورى تلقى مىكند . و با اين آگاهى است كه انسان با جان خود آشنا مىشود و گمان نمىرود كه مقصود آيات قرآنى و منابع حديثى از تشويق و تحريك شديد به تحصيل آگاهى ، بدست آوردن همهء علوم و آگاهىها در همهء قلمرو جهان هستى بوده باشد كه : * ( وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ ) * ( 1 ) ( و بشما از علم داده نشده است ، مگر اندكى ) بلكه مقصود آن آگاهى و احساس و علم و الا است كه مىگويد من اگر چه در بارهء خويشتن آگاهىهاى محدودى دارد ولى همين آگاهىهاى محدود مىتواند حكمت بسيار با عظمت وجود انسان را در اين ديار هستى پر از رازها براى من اثبات كند و در نتيجه افزايش آگاهىهاى ديگر را تا آنجا كه امكان پذير است بدنبال مىآورد :
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 334
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٣٤
هامش
( 1 ) . سورهء الاسراى آيهء 58 .