تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
فرهنگها مانند آداب و رسوم و عقايد و سنتهائى كه در ميان اقوام و ملل بروز مىكنند و به جهت وجود عوامل و شرايط ضرورى همه يا بعضى از آنها در نسلهاى متوالى آن اقوام و ملل رسوب مىكنند و در رنگرزى حيات آنان كم و بيش مؤثر واقع ميشوند . عواملى كه موجب استحكام و رسوب اين امور مىگردند ، متعدد و متنوع مىباشند . ما به بعضى از عوامل اساسى رسوب اشاره مىكنيم : عامل يكم - رابطهء مثبت آن امور با ضرورتهاى مردم آن اقوام و ملل اعم از ضرورتهاى محيطى جغرافيائى و موقعيتهاى اجتماعى و نژادى و اصول بنيادينى كه براى آنان ضرورى تلقى شده است . بعنوان مثال - آداب و رسوم مربوط به جانداران در بعضى از نقاط سرزمين هند كه ريشه‌هاى آنها را مىتوان به ضرورتهاى محيطى يا به يك عده اصول بنيادين كه در بارهء جانداران ، ضرورى تلقى شده است ، مستند ساخت . و مانند آداب و رسوم عيد نوروز در اقوام ايرانى كه اغلب مستند به آغاز فصل زيباى بهار مىباشد . عامل دوم - دوام و استمرار مطلوبيت آن امور كه گذشت زمان نتواند خطا بودن آنها را اثبات كند و يا به جهت تعصب قومى خطاها و اشتباهات آن امور ناديده گرفته مىشود . اين عامل چنين است كه هر اندازه زمان بيشتر بگذرد و تفكرات و رويدادها نتواند خطاى آنها را اثبات كند ، باستحكام رسوبى آن امور مىافزايد . عامل سوم - تبلور فرهنگ آداب و رسوم و عقائد و سنتها و بوجود آوردن عنصر اساسى مليت يك جامعه . در اين صورت است كه مردم چنين جامعه اى بنياد مليت خود را در آن فرهنگ مىبينند و مانند اين كه از حيات خود دفاع و حمايت ميكنند ، از آن فرهنگ دفاع و حمايت مىنمايند . اهميت اين عامل با نظر به اين كه گاهى بنيادين تلقى كردن فرهنگ نوعى آداب و رسوم و عقائد و سنت موجب تشكل و تمركز گشته و براى جامعه ايكه معتقد به آنها است ،
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 314 | محمد تقي جعفري