فردا مانند محصولات طبيعى ضرورى بوجود مىآورند ، مطرح نيست ، همچنين واقعيات و حوادثى كه از روياروى آنان عبور مىكنند و به گذشته مىخزند معدوم و فانى مطلق تصور مىكنند و وجود خود را مانند حلقه اى كه از يك زنجير بسيار طولانى گسيخته شده تلقى ميكنند كه هيچ رابطه اى با ديگر حلقههاى زنجير ندارد در سطح نگرى اينان همين بس كه اساسىترين قانون حاكم بر انسان و جهان را كه « عليت » ناميده مىشود ، به كلى ناديده مىگيرند ، و نمى - دانند كه -
اين جهان كوه است و فعل ما ندا
سوى ما آيد نداها را صدا
و نمىدانند كه -
يا سبو يا خم مىيا قدح باده كنند
يك كف خاك درين ميكده ضايع نشود
و نمىدانند كه همهء عالم هستى اگر ميلياردها عالم ديگر به آن اضافه شود ، در علم خداوندى آن چنان طرح است كه يك تصور كوچك در بارهء قلمى كه در دست انسان است و بزرگى و گسترش و تكثر سطوح هستى و گذشت و حال و آينده براى آن مقام ربوبى با همين وضعى كه براى ما مطرح است ، نيست .
تعالى اللَّه قديمى كاو به يك دم
كند آغاز و انجام دو عالم
براى درك اجمالى چنين تصور كافى است كه به درون خود مراجعه اى نموده و بفهميم كه چگونه من ما با محدوديت وسائل و ابزار همهء واقعيات و رويدادهاى زندگى ما را مانند اين كه همهء آنها يك واقعيت بوده و در يك لحظه اتفاق افتاده است ، در خويشتن در مىيابد .
مطلب دوم - گذشته فقط بعنوان اين كه گذشته است ، نمىتواند ملاك مبانى حيات كنونى و آيندهء انسان بوده باشد
يك پديدهء بسيار رائج در اغلب مردم جوامع و ملل ديده مىشود كه بايد بطور جدى مورد توجه قرار بگيرد و آن پديده عبارت است از استحكام رسوبى