تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥

واجب ( مستحب ) وادار كنيد ، و هنگامى كه روى گردان شدند ، فقط بانجام واجبات كفايت كنيد ) . 6 - قال أبو عبد اللَّه عليه السّلام : لكلّ أحد شرّة و لكلّ شرّة فترة فطوبى لمن كان فترته إلى خير ( 1 ) ( امام صادق ( ع ) فرمود : براى هر كسى نشاط و هيجان شديدى پيش مىآيد و در دنبال هر نشاط و هيجانى ، سستى وجود دارد ، خوش باد حال كسى كه دورهء سستىاش رو به خير باشد ) . مضمون اين روايت از امام محمد باقر از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم چنين وارد شده است : 7 - ألا أنّ لكلّ عبادة شرّة ثمّ تصير ألى فترة فمن صارت شرّة عبادته إلى سنّتى فقد اهتدى و من خالف سنّتى فقد ضلّ و كان عمله فى تباب . . . ( 2 ) ( آگاه باشيد براى هر عبادتى نشاط و هيجانى است ، سپس رو به سستى مىرود ، هر كس نشاط عبادتش به سنت من منتهى شود ، هدايت يافته است و كسى كه با سنت من مخالفت نمايد ، قطعا گمراه است و عمل او در تباهى و خسارت است ) .

مادامى كه « من » از ارتباط با طبيعت بريده نشده است ، انبساط و انقباض ( نشاط و سستى ) براى « من » يك امر طبيعى است .

قفل گر ، گه قفل سازد گه كليد قبض بسط آرد مشو تو نااميد
چنان كه اشاره كرديم آن سطح من كه مجاور طبيعت است يا خود طبيعى به جهت ارتباط با طبيعت بدن و غرايز حيوانى و جهان عينى كه پيرامون آدمى را فرا گرفته است ، نوسانات « من » در انبساط و انقباض ادامه دارد ، تا آن گاه كه ارتباط « من » با جهان عينى و بدن و غرايز به حد اعلاى ارتباط انسانى برسد ،
هامش
( 1 ) - اصول كافى - محمد بن يعقوب كلينى ج 2 ص 86 .
( 2 ) - همين مأخذ ص 85 .