شش احكامى كه عقل در ارتباط هدفها با وسائل مربوطه صادر مىكند و تناسب آنها را تعيين مىنمايد . اين فعاليت عقل بسيار گسترده و دامنه دار است .
هفت - حكمى كه در بارهء تلازمها صادر مىكند مانند تلازم علت و معلول با نظر به ماهيت اين فعاليتها كه در شئون زندگى طبيعى و روانى انسانها ضرورت دارد مانند تنفس از هوا براى زنده ماندن ، داخل در منطقه ارزشها نمىباشند ، يعنى موصوف به خوبى و بدى ذاتى نيستند و اتصاف آنها با ضرورت يا ارزش با نظر به جنبهء وسيله بودن آنها است كه خداوند متعال براى تنظيم زندگى مادى و معنوى بوسيلهء آنها ، مختصات و فعاليتهاى مزبور را براى عقل انسانى عنايت فرموده است . و اما ارزش استقلالى و ذاتى در اين فعاليتها ، مربوط به خواستهها و هدف گيريهاى انسانهائى است كه عقل را به آن فعاليت وادار مىكنند . لذا اگر عقل را به همين فعاليتها منحصر كنيم عظمت و پستى آن را بايد با نظر به هدف آن فعاليتهايى كه انجام مىدهد ، منظور نمائيم . عقل با اين فعاليتها بدون توجه به خير و شر همان عقل نظرى است . آنچه كه در اين مبحث بايد مورد دقت و تأمل قرار بگيرد اينست كه گاهى بعضى از فلاسفه و دانشمندان كلمهء عقل را با مفاهيم ارزشى مطلق باردار مىكنند و موجب اختلاط حقايق مىگردند و از اين رو مشكلاتى بوجود مىآيد كه گاهى تاريكى مشكلات را تا حد معما بودن پيش مىبرد . حال مىپردازيم به آن احكام كلى كه عقل در ارتباط انسان با جهان صادر مىكند و تخلف از آنها را امكان ناپذير مىنمايد . احكامى را كه عقل در اين قلمرو صادر مىكند اگر چه در صورت ظاهرى قضاياى مطلق و غير مشروط جلوه ميكنند مانند « تحصيل دانش ضرورى است » ولى در واقع با نظر به موقعيت و خواستههاى انسان مشروط مىباشند . حالا همين قضيهء « تحصيل دانش ضرورى است » را مورد بررسى قرار مىدهيم : اين قضيه را عقل مانند يك وحى منزل و بىشرط و بى چون و چرا صادر نمىكند ، بلكه اين قضيه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 295
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٩٥