تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
با اهميتترين و ضرورىترين واقعيات براى يك فرد و يك جامعه و مديريتهاى جامعه ، خود موجوديت او است . فردى كه نتواند در بارهء ادارهء حيات خويشتن و آن همه قوا و استعدادهائى كه دارد ، عدالت بورزد و خود را از تباه شدن در طوفان هوى و هوسها نجات بدهد ، چگونه مىتواند در بارهء ديگران عدالت بورزد آن جامعه اى كه نتواند در تشكل و همزيستى خود عدالت را برقرار بسازد ، چگونه مىتواند جوامع ديگر را به عدالت دعوت نمايد آن انسانهائى كه در صدد مديريت مجموعه يا مجموعه هائى از نوع انسانى بر آمده‌اند و از رفتار مطابق عدالت ناتوانند ، چگونه مىتوانند مجموعه يا مجموعه‌ها را از عدالت برخوردار بسازند

چهار - نبايد براى اشباع هوى و هوسهاى ديگران ، روح خود را فاسد ساخت

در آن هنگام كه رياست و زعامت بر عده اى از مردم احتياج به راضى ساختن آنان داشته باشد و راضى ساختن آنان بوسيلهء اشباع هوى و هوسهاى حيوانى آنان انجام بگيرد ، فساد روح را نتيجه خواهد داد ، يعنى كسى كه مىخواهد بارها ساختن هوى و هوسهاى حيوانى عده اى از مردم ، و اشباع و فراهم آوردن وسائل برخوردارى از هوى و هوسهاى آنان ، اريكهء رياست و آقائى خود را مهيا كند ، روح خود را فاسد و آن مردم را از شكوفا شدن بعد روحى حياتشان محروم ساخته است . زيرا چنين شخصى رضايت و خوشنودى مردم را در وصول به خواسته‌هاى حيوانيشان كه خود منشأ افساد آنان باشد ، روح خود را هم فاسد مىسازد . امير المؤمنين عليه السلام اين مطلب را چنين فرموده است : و إنّى لعالم بما يصلحكم و يقيم أودكم و لكنّى لا أرى أصلاحكم بإفساد نفسى ( 1 ) ( و من قطعا ، به آن چه كه شما را به راه بياندازد و از انحرافات شما

هامش
( 1 ) . خطبه 69 ص 99 سطر 5 و 6 .