تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١

اولا در جوامع بشرى در حالات معتدل ، هيچ جامعه اى پيدا نمىشود كه موانع بطورى فراگير و جبرى بوده باشند ، كه هيچ امكانى براى آشنائى با خويشتن و اقدام به صعود روحى اگر چه در يك حيطهء محدود ، وجود نداشته باشد . محدودترين قلمرو زندگى يك انسان با داشتن عقل و وجدان سالم مىتواند مىدانى براى آزمايش وى بوده باشد ، چه رسد به اين كه معمولا انسانها مجالها و فرصتهاى قابل توجهى براى آشنائى با خويشتن و به كار بستن عمل تصعيد روحى دارند . و بطور كلى مطابق آيهء : * ( لا يُكَلِّفُ الله نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ) * ( 1 ) ( خداوند هيچ كسى را به بيش از اندازهء قدرتش مكلف نمىسازد ) . و همچنين با نظر به حكم صريح عقل كه تكليف همواره مشروط به علم و قدرت است ، هر كسى هر اندازه و با هر كيفيتى كه ممكن است ، بايد در آشنائى با روح و تصعيد آن بكوشد و هيچ عذرى از اين جهت ندارد . از اين مطالب نتيجه مىگيريم كه براى تحرك اراده به كمال مزبور موانع جبرى به آن حد نيست كه سد راه بوده و انسان از همه جهات و در همهء حالات معذور بوده باشد .

سه - اولين و اساسىترين عدالت انسان در بارهء خويشتن است كه بدون مهار كردن تمايلات امكان پذير نيست

پيش از توضيح اين مسئله بايستى معناى تمايلات تا حدودى كه به مبحث ما مربوط است ، روشن شود . پديدهء ميل و رغبت و اشتياق و علاقه عبارت است از كشش انسان به سوى موضوعى كه آن را براى خود خير و مفيد تشخيص داده است . مسلم است كه اين پديدهء حياتى و روانى فى نفسه نه تنها مضر
هامش
( 1 ) . البقرة آيه 286