اولا در جوامع بشرى در حالات معتدل ، هيچ جامعه اى پيدا نمىشود كه موانع بطورى فراگير و جبرى بوده باشند ، كه هيچ امكانى براى آشنائى با خويشتن و اقدام به صعود روحى اگر چه در يك حيطهء محدود ، وجود نداشته باشد . محدودترين قلمرو زندگى يك انسان با داشتن عقل و وجدان سالم مىتواند مىدانى براى آزمايش وى بوده باشد ، چه رسد به اين كه معمولا انسانها مجالها و فرصتهاى قابل توجهى براى آشنائى با خويشتن و به كار بستن عمل تصعيد روحى دارند . و بطور كلى مطابق آيهء : * ( لا يُكَلِّفُ الله نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ) * ( 1 ) ( خداوند هيچ كسى را به بيش از اندازهء قدرتش مكلف نمىسازد ) . و همچنين با نظر به حكم صريح عقل كه تكليف همواره مشروط به علم و قدرت است ، هر كسى هر اندازه و با هر كيفيتى كه ممكن است ، بايد در آشنائى با روح و تصعيد آن بكوشد و هيچ عذرى از اين جهت ندارد . از اين مطالب نتيجه مىگيريم كه براى تحرك اراده به كمال مزبور موانع جبرى به آن حد نيست كه سد راه بوده و انسان از همه جهات و در همهء حالات معذور بوده باشد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 221
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢١
پيش از توضيح اين مسئله بايستى معناى تمايلات تا حدودى كه به مبحث ما مربوط است ، روشن شود . پديدهء ميل و رغبت و اشتياق و علاقه عبارت است از كشش انسان به سوى موضوعى كه آن را براى خود خير و مفيد تشخيص داده است . مسلم است كه اين پديدهء حياتى و روانى فى نفسه نه تنها مضر
هامش
( 1 ) . البقرة آيه 286