خدا ، از محبوبترين بندگان در نزد خداوند بنده ايست كه خدا او را براى معرفت و تصعيد نفس كمك فرموده است ) .
كمك خداوندى در معرفت و تصعيد روح موقعى است كه خود انسان در صدد شناخت و تصعيد بر آيد و ارادهء جدى نمايد و چون اراده در مسير سبقت به خير بلكه سبقت به منشأ همه خيرات افتاد ، لذا ارادهء خداوندى آن را تقويت نموده و بثمر خواهد رسانيد .
چون چنين خواهى خدا خواهد چنين
حق بر آرد آرزوى متقين
تحرك اين اراده كه آغاز و بنياد همهء خيرات و كمالات است ، مقدمات خود را از عقل سليم و فطرت مىگيرد و با مشاهدهء نتايج صعود تكاملى روحى كه در امتداد تاريخ در كاروان حق طلب بشرى رشد يافته ، به خوبى نمايان است ، آبيارى مىگردد . عدم حركت اراده براى اين خير كه اساس خيرات است ، نه از آن جهت است كه زمينه و استعداد چنين اراده در نهاد انسانى وجود ندارد ، زيرا بهترين دليل وجود اين اراده چنان كه گفتيم كاروان با عظمت حق طلبان رشد يافتهء تاريخ بشرى است ، بلكه عدم حركت و جوشش آن مستند به موانعى است كه پيش پاى انسان بوجود مىآيد . اين موانع بر دو قسم تقسيم مىگردند : قسم يكم - تخيلات و تلقيناتى است كه آدمى در بارهء ارادهء خير به مغز خويشتن وارد مىسازد . اين تخيلات و تلقينات هم انواعى مختلف دارند كه جامع همهء آنها اينست : معرفت و تصعيد روح براى من عملى نيست ، زيرا هر دو كارى است بس دشوار پوچى اين نوع از تخيلات و تلقينات موقعى آشكار مىشود كه همين انسان به قدرت امكاناتى كه در مسير زندگى داشته و بوسيلهء آنها توانسته است كه از سنگلاخهاى صعب العبور در راه مقاصد خود ، گذشته و خواستههاى خود را بدست بياورد ، با دقت بنگرد و بداند كه قدرت و امكاناتى را كه در راه بدست آوردن سود و لذت و مقام و از پاى در آوردن