تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
و احساس خام و انديشهء راكد چيزى نداشته است و آن روان كه مىگويد :
چون گلستان جنانم طربستان جهانم به روان همه مردان كه روان است روانم
يكى دانست و با يك اصول و قواعد مورد بررسى قرار داد همچنين انديشهء متحرك در روان پويا با انديشه اى راكد در روانى جامد .
در روانى روى آب جوى فكر نيست بى خاشاك خوب و زشت ذكر روى آب جوى فكر اندر روش نيست بى خاشاك محبوب و وحش او روانست و تو گوئى واقف است او دوان است و تو گوئى عاكف است گر نبودى سير آب از خاكها چيست به روى نو به نو خاشاكها قشرها بر روى اين آب روان از ثمار باغ غيبى شد دوان قشرها را مغز اندر باغ جو ز ان كه آب از باغ مىآيد به جو گر نبينى رفتن آب حيات بنگر اندر سير اين جوى و نبات آب چون انبه تر آيد در گذر زو كند قشر صور زوتر گذر چون به غايت تيز شد اين جو روان غم نپايد در ضمير عارفان چون به غايت ممتلى بود و شتاب پس نگنجد اندرو الا كه آب
آياتى را كه پيش از اين آورديم ( آيهء كبد و كدح و سبقت ) مىگويد : پويائى و تحرك روان بايستى در مسير كمال و مسابقه در خيرات باشد ، و الا روان آدمى هر چند هم پويا و متحرك باشد ، بدون جهتگيرى و مقصد ، مانند تحرك و بال زدن پرنده ايست كه پاهايش در زنجير بسته باشد ، اين پرندهء بينوا گمان خواهد كرد كه با آن تحرك و بال زدن مسافتها پيموده است ، در صورتى كه كارى جز در جا زدن در پيرامون حلقه‌هاى زنجير انجام نداده است . روانشناسى اسلامى محبت اصيل و بيقرارى در راه وصول به كمال را يكى از عاليترين استعدادهاى انسانى ميداند و بدست آوردن آن را لازم و ضرورى يك روان سالم ميداند -
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 215 | محمد تقي جعفري