1 - حيات - عاليترين پديده اى است كه در قلمرو طبيعت نمودار مىگردد .
در بارهء تعريف اين پديده مانند ديگر حقايق پيچيده كه از طبيعت جامد فاصلهء زيادى دارد ، مانند احساس ، صيانت ذات ، حركت آگاهانه ، توليد و تلاش براى ابقاى نسل ، به توصيف عوامل طبيعى و پديدهها و فعاليتها و ابعاد گوناگون آن مىپردازند ، بدون اين كه بخواهند يا بتوانند خود حيات را مستقلا بطور كامل ( جامع و مانع ) مورد تعريف قرار بدهند . بهر حال حيات پديده ايست كه در پهنهء طبيعت نمودار مىگردد و اساسىترين خواص آن چنان كه گفتيم : احساس ، صيانت ذات و خودگردانى و حركت و احساس لذت و الم و توليد و تلاش براى ابقاى نسل و غير ذلك مىباشد .
2 - جان - بعضى گفتهاند : مانند خمير مايهء حيات است كه تشكل و وحدت حيات را حفظ مىنمايد . اين معنى منافاتى با اضافهء اين معنى ندارد كه جان آن بعد از حيات است كه منشأ احساس ملايم و ناملايم با طبيعت حيات مىباشد .
3 - خود - محصول عالى طبيعت حيات است كه مديريت و تنظيم و باز سازى و توجيه آن را به عهده دارد و انسان در « حيات و جان و خود طبيعى » با ديگر جانداران مشترك است .
4 - من - اين همان خود است كه مورد آگاهى و هشيارى قرار مىگيرد و مىتواند خود را از جز خود تفكيك كند .
اين سه اصطلاح ( - دوم و سوم و چهارم ) را با كلمهء نفس كه داراى مفهوم عام است نيز به كار مىبرند . خود در مرحلهء « من » كه عالىتر از خود حيوانى است ، ابعاد متنوعى از خود به فعليت مىرساند ، مانند بعد اجتماعى ، بعد تقوى و تعهد و كمال جوئى و غير ذلك .
5 - روان - بعد متحرك « من » است كه انواعى از حركتهاى عرضى و طولى را نشان مىدهد . اين بعد تحرك و تحول بنا به نقل ارسوط در كتاب « النفس » اساسىترين و شايعترين مختص روان است . ارسطو در همين كتاب
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩٥