تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
ذهنى خود ، در زمينهء اسلامى انجام داده‌اند ، نه اين كه اسلام همان است كه آن فلاسفه و دانشمندان گفته‌اند . و اين مورد هم مشمول آن قاعدهء كلى است كه مىگويد : فلاسفه و متكلمين و ديگر دانشمندان اسلامى اگر چه همگى در زمينهء مكتب اسلام تلاش مىكنند و نمىخواهند از دائرهء مكتبى كه آن را كامل و جاودانى مىدانند قدم بيرون بگذارند ، ولى هيچگونه جاى ترديدى نيست كه هر يك از آنها برداشت خاص و تفسير مخصوصى را در بارهء مسائل مربوط به انسان و جهان مطرح مىكنند و لذا نمىتوان گفت : فلسفهء اسلامى يعنى فلسفهء فارابى ، فلسفهء اسلامى يعنى فلسفهء ابن سينا ، ابن رشد يا كندى يا صدر المتألمين و يا ميرداماد و يا مولوى و يا ابراهيم بن نظام ، جهم بن صفوان ، هشام فوطى ، امام الحرمين ، فخر رازى . . . و غيره ، بلكه آنچه كه مىتوان گفت : اينست كه شخصيتهاى مزبور فلاسفه و حكما و متكلمين و عرفائى هستند كه در قلمرو اسلام انديشيده‌اند و چون قلمرو مكتب اسلام ، مانند ديگر مكتبها بسته نيست ، و همهء آنان در درون اين قلمرو گام برميدارند ، لذا يك متفكر اسلامى هرگز مجبور نيست براى پيدا كردن تعريف روان مثلا بيكى از آن شخصيتها تقليد نمايد . اگر چه آگاهى و اطلاع بنظرات آنان بسيار مفيد و بلكه از بعضى جهات ضرورت دارد . بنا بر اين ، در تحقيقات روانشناسى مانند تفكرات جهان بينى مائيم و منابع اصلى اسلام ، كه مسير ما را براى دريافت واقعيات باز گذارده است .

حكماء و دانشمندان اسلامى در صدد تعريف نفس و روان بر آمده اند

پيش از بيان نمونه اى از نظرات حكماء و دانشمندان اسلامى در بارهء نفس و روان ، چند اصطلاح مهم را كه در علم النفس يا روانشناسى به اصطلاح ديگر همواره بميان مىآيد ، تفسير مىكنيم ( 1 ) :

هامش
( 1 ) . اين اصطلاحات در مجلد اول بطور اجمال توضيح داده شده است ، و در اينجا براى تكميل مبحث مجبوريم آنها را مجددا با اضافات لازم بياوريم .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 194 | محمد تقي جعفري