اسلام و ديگر مكتبها و تفكرات روانشناسى وجود دارد ، اينست كه اسلام قلمرو شناخت روان را به معلومات محدودى كه مقتضيات و شرايط يك جامعه در دورانى معين ايجاب مىكند ، محدود نمىسازد و روان را در عين تعين خاص در هر فردى از انسانها مانند يك حقيقت عام تلقى مىنمايد كه مجموعه اى از استعدادها و نهادهاى بىشمار است . و بدينجهت است كه سيستم تفكر و شناخت را در بارهء روان كاملا باز مىگذارد -
از تو اى جزئى زكلها مختلط
فهم ميكن حالت هر منبسط
به نظر مىرسد كه نكتهء بسيار مهمى كه در آيهء شريفه * ( سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ ) * ( 1 ) وجود دارد همين است كه ارائه آيات روانى از طرف خداوندى استمرار داشته و در يك عدد از نمودها و فعاليتهاى درونى محدود نمىگردد .
كل يوم هو فى شأن بخوان
مر ورا بيكار و بى فعلى مدان
كمترين كارش بهر روز آن بود
كاو سه لشكر را روانه مىكند
لشكرى ز اصلاب سوى امهات
بهر آن تا در رحم رويد نبات
لشكرى ز ارحام سوى خاكدان
تا ز نر و ماده پرگردد جهان
لشكرى از خاكدان سوى اجل
تا ببيند هر كسى عكس العمل
باز بىشك بيش از آنها مىرسد
آنچه از حق سوى جانها مىرسد
آنچه از جانها به دلها مىرسد
آنچه از دلها به گلها مىرسد
اينت لشكرهاى حق بيحد و مر
بهر اين فرمود ذكرى للبشر
همچنين بيت معروفى كه به امير المؤمنين ( ع ) نسبت داده شده است :
أ تزعم أنّك جرم صغير
و فيك انطوى العالم الأكبر
( آيا گمان مىبرى كه تو يك جرم كوچك هستى در حالى كه دنياى بزرگترى در تو پيچيده است ) .
اما تعريفاتى كه فلاسفه و دانشمندان اسلامى در بارهء روان ، خود ، من ، روح نمودهاند ، در حقيقت برداشتهائى است كه بمقتضاى معلومات و شرايط
هامش
( 1 ) . فصلت آيهء 52 .