شكيبائى در برابر رويدادهاى ناگوار و مقاومت دشمنان مىدهد و مزاياى آن را بيان مىكند مانند : 1 - درود خداوندى بر مردم شكيبا . 2 - افزايش قدرت اراده .
3 - جريان مشيت زيبا و عالى خداوندى . 4 - پاداشهاى بزرگ و مضاعف .
5 - فوز و رستگارى . 6 - شايستگى پيشوائى بر انسانها . 7 - بهشت خداوندى .
8 - عدم تأثير حيله بازيهاى حيله گران . 9 - يكى از عوامل دريافت و درك آيات خداوندى .
آيهء شماره سوم - مىگويد : « انسان هلوع آفريده شده است » ، اگر شرى براى او پيش آيد به داد و فرياد و جزع مىفتد و اگر خيرى به او برسد ، ديگران را از بهره بردارى از آن خير جلوگيرى مىكند [ و حتى گاهى خود را هم از بهره بردارى خردمندانه از خير ممنوع مىسازد ] اين آيه نيز بعدى از ابعاد انسانى را كه مستند به اصل « صيانت ذات » است ، بيان مىكند . معمولا چنين است كه ما بنى نوع انسانى تا آغاز . جوانى از درك حيات و من و چگونگى صيانت و دفاع از آن و همچنين از پرورش و پيش برد آن ناتوانيم . دريافت ما از « من » در دوران مزبور يك دريافت مبهمى است ، يعنى غالبا نمىدانيم وقتى كه با حقيقتى بعنوان « من » مورد درك ما قرار مىگيرد چيست ، به همين جهت است كه ما نمىدانيم با اين « من » چه بايد كرد ولى در عين حال دو مسئله را با كمال وضوح درك مىكنيم .
مسئله يكم - بهر شكل و بهر ترتيبى است ، بايد از اين « من » دفاع كرد و عوامل بقاى آن را بدست آورد . حتى مسئله بالاتر از اينست كه كوشش براى بدست آوردن عوامل بقاى « من » و دفاع از آن ، به « بايد » و « ضرورت » كه ما آن را وضع مىكنيم ، احتياج داشته باشد ، زيرا اين « بايد » و « ضرورت » از ذات خود حيات و « من » مىجوشد .
مسئله دوم - احساس يك ناتوانى وحشت انگيز از حوادث و رويدادهائى است كه مىتواند حيات و « من » را مختل بسازد و اين حوادث و رويدادها
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 112
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١١٢