مربوطه و ديگر منابع اسلامى بر مىآيد ، اينست كه حيات انسانى داراى همهء آن استعدادها است ، چنان كه داراى استعداد عاليترين مختصات و صفات انسانى - الهى نيز مىباشد . و در حقيقت حيات انسانى يك جهان اجمالى است كه در مسير خود و با بر خورد با عوامل و انگيزههاى متنوع كه مىتوان گفت : نامحدود و قابل شمارش نمىباشند ، مختصات و صفاتى را از خود بروز مىدهد .
تعليم و تربيت صحيح انسانى اسلامى و سلامت جو محيط و جامعه كه بوسيلهء پيامبران الهى و حكماى انسان شناس و مربيان عاليقدر ، مورد دستور و توصيه است ، هدفى جز توضيح و توجيه حيات انسانى به سوى « حيات معقول » نبوده است .
اكنون مىپردازيم به تفسير آياتى كه مختصاتى را به انسان نسبت مىدهد كه در ظاهر بيان كنندهء طبيعت انسانى است ، در اين تفسير خواهيم ديد كه همهء آيات قرآنى و ديگر منابع معتبر اسلامى كه مختصاتى را به انسانها نسبت مىدهد ، معرفت ذات و طبيعت غير قابل تغيير نيست ، بلكه آنها امورى هستند كه با ارتباط استعدادهاى انسانى با عوامل بيرون ذاتى بروز مىنمايند ، در صورتى كه با خود شناسى و خود سازى صحيح از بروز اوصاف منفى مىتوان جلو گيرى نموده و استعدادهاى مثبت انسانى را با همان خود شناسى و خود سازى مىتوان به فعليت رسانيد .
آيهء شمارهء دوم - مىگويد : « انسان از شتاب آفريده شده است » اين كه انسان از شتاب آفريده شده است ، چه معنى دارد و آيا اين بيان دلالت مىكند كه طبيعت و ماهيت انسان ، يا جزئى آن حقيقتى است بنام شتاب در گفتار يا كردار يا انديشه ، يا هدف گيرى و تصميم و غير ذلك پاسخ اين دو سؤال با نظر به مطالبى كه مىگوئيم ، روشن خواهد گشت . معناى عجله كه در لغت فارسى شتاب گفته مىشود سرعت و تندى غير قانونى حركتى است در يك مسير
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 110
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١١٠