استثناء دليل روشن براى اثبات اين حقيقت است كه مختصات وارده در قرآن در بارهء انسان همه ذات و طبيعت او نيست
نمونه اى از اين استثناها بقرار زير است : 1 - * ( وَالْعَصْرِ إِنَّ الإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * ( 1 ) ( سوگند به عصر كه انسان قطعا در خسارت است ، مگر كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند ) . 2 - * ( إِنَّ الإِنْسانَ لِرَبِّه لَكَنُودٌ وَإِنَّه عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ . وَإِنَّه لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ ) * ( 2 ) ( قطعا انسان به نعمتهاى پروردگارش كفران مىورزد . خود انسان به همين كفرانش شاهد است . و اين انسان سخت مال دوست است ) . درست است كه در اين آيات استثناى ظاهرى وجود ندارد ولى آيهء دوم كه مىگويد : انسان به كفران ورزيدن خود شاهد است ، دليل آنست كه خود او زشتى كفران و امكان اجتناب از آن را ميداند و مقصود از شهادت مجرد دانستن و ديدن نيست ، زيرا آدمى همهء شئون و مختصات و اعمال جبرى خود