تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦

( انسان هلوع آفريده شده است ، اگر شرى براى او برسد جزع و شيون راه مىاندازد و اگر چيزى براى او عارض شود آن را از ديگران منع مىكند ) . 4 - * ( وَالْعَصْرِ إِنَّ الإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ ) * ( 1 ) ( سوگند به عصر ، قطعا انسان در خسارت است ) . 5 - * ( إِنَّا عَرَضْنَا الأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَأَشْفَقْنَ مِنْها وَحَمَلَهَا الإِنْسانُ إِنَّه كانَ ظَلُوماً جَهُولًا ) * ( 2 ) ( ما امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم ، آنها از پذيرفتن آن امانت خوددارى كردند و به هراس افتادند و خود را شايستهء حمل چنان امانت با عظمت نديدند و انسان آن امانت را پذيرفت ، او ستمكار و نادان بود ) . 6 - * ( فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ الله الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ) * ( 3 ) ( ايمان به خداوند متعال و به پيامبر و دستوراتش در انسانها خلقت و سرشتهء خداوندى است كه مردم را بر مبناى آن آفريده است ، خلقت خداوندى را تبديلى نيست ) . 7 - * ( صِبْغَةَ الله وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ الله صِبْغَةً ) * ( 4 ) ( ايمان و هدايت الهى رنگرزى خداوندى است و كيست در رنگرزى موجودات بهتر از خداوند ) . البته اين مختصات انسانى را مطرح كرديم ، فقط بعنوان نمونه هائى از مختصاتى است كه در قرآن مجيد در بارهء انسان آمده است . تذكر به اين نمونه‌ها براى اين بود كه اين مسئله روشن شود كه تمامى حقيقت و ماهيت انسان در قرآن مورد تعريف رسمى كه در علوم رسمى و محدود متداول است ، بيان نشده است . و نيز همهء مختصاتى كه در قرآن در بارهء انسان آمده است ، اعم از مختصات مثبت و ارزنده و منفى و ويرانگر در مسائل بعدى مشروحا

هامش
( 1 ) - العصر آيهء 1 و 2 .
( 2 ) - الاحزاب آيهء 72 .
( 3 ) - الروم آيهء 30 .
( 4 ) - البقرة آيهء 138 .