نيست پس اختلافات و تنوعات نمودهاى حاصل از حركت از كجا است و به چه چيزى مستند است و اگر موجودى بنام متحرك كه موضوع حركت است ، وجود دارد ، قطعا از يك تعين مخصوص به خود برخوردار است ، اگر چه زمان استمرار آن تعيين بسيار بسيار اندك بوده باشد .
5 - از مطالب گذشته اين نتيجه را مىگيريم كه هر موجودى در ميان دو تعين در حركت است .
تعين يكم : از زمان نمودار شدن يك موجود در مسير حركت كه با نظر به قطب ادراك كننده همهء دوران مشابه [ چنان كه در مثال سيب ديديم ] از نظر خواص طبيعى و رنگ و شكل و طعم مثلا وحدت خود را براى حيطهء درك ما حفظ مىنمايد .
تعين دوم : تعين موضوع حركت است كه در دقيقترين سطوح موجود ، واقعيت دارد ، چنان كه در شمارهء 4 متذكر شديم . موجود در ميان اين دو تعين در دگرگونى مستمر و دائمى است كه اگر نياز علمى يا عملى ايجاب كند ، بايستى براى هر كوچكترين مقدار تحول كه بوسيلهء ارتباط موجود با ديگر موجودات پديد مىآيد ، لفظى يا رمز و علامتى مقرر ساخت . لذا مىتوان گفت : از ديدگاه علمى يك سلسله ممتد از حوادث كه در نمود مستمر براى ما مطرح مىگردد و مىتواند با يك نام يا يك علامت بازگو شود سلسلهء معينى از حوادث است كه داراى اجزاء و روابط و حركت مشخص است ، اگر اين سلسلهء معين را مثلا انسان را در مقطعى معين در نظر بگيريم ، اين مقطع معين كه فرضا دوران جنينى او است ، يك سلسلهء معينى است كه با اجزاء و قوانين مشخصى بجريان مىفتد ، تا متولد شود ، اين سلسلهء معين از حوادث قانونى نامش دوران جنينى است . اين دوران جنينى هرگز نمىتواند با دوران پس از تولد يا پيش از تكون اسپر و اوول مخلوط شود ، تا بگوئيم : دوران جنينى هم دوران جنينى است و هم دوران پس از تولد يا پيش از دوران تكون نطفه . دوران جنينى فقط دوران
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٨