موجودات و آنها را مالك خويشتن بشناسند ، حتما فراموش نكردهاند كه با حذف يا ناديده گرفتن يك مالك مطلق بر جهان هستى بعدد موجودات عالم مالك مىسازند و با حذف يك ارادهء مطلق بهر يك از موجودات اراده اى مرحمت مىفرمايند كه هر موقع خواستند خودشان را بيافرينند و هر موقع اراده كردند خودشان را از بين ببرند و قوت و ضعف و كوچكى و بزرگى و عزت و ذلت و زيبايى و زشتى و موقت بودن و دائمى بودن همه و همه در اختيار و ارادهء خودشان بوده باشد اين انتقال از يكتا پرستى به پرستش هر يك از موجوداتى كه در جهان هستى بوجود مىآيند و مىروند و اين تحول از فيزيك به متافيزيك بسيار قابل تبريك و تمجيد است كه ما را به دوران اوليه اى برميگرداند كه اوگوست كنت با ذوق پردازى پيش از گرفتارى به عشق خانم كلوتلد براى ما معين نموده بود بايد گفت : اين گونه تصورات يا تخيلات ، جهان شناسى نيست ، بلكه نام طبيعت را خدا قرار دادن ناميده مىشود . آيات مربوط به اين مسئله كه مالك مطلق خدا است و جز او هر چه باشد ، مملوك آن ذات اقدس است ، فراوان است . از آن جمله : 1 - * ( قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَلا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ الله ) * ( 1 ) ( به آنان بگو : من براى خود نه سودى را مالكم و نه ضررى را مگر آنچه را كه خدا بخواهد ) . * ( 2 - قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلا رَشَداً ) * ( 2 ) ( بگو به آنان : من براى شما نه ضررى مالكم و نه رشدى را ) وقتى كه موجودى با آگاهى و قدرت آزادى و اختيار نتواند مالك چيزى براى خود و ديگران بوده باشد ، وضع ديگر موجودات روشن است كه هيچ امرى مربوط به خود و ديگران را مالك نمىباشند .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٤
هامش
( 1 ) . الاعراف آيه 188 و در سوره يونس آيهء 49 با تقدم ضراً بر نفعا .
( 2 ) . الجن آيهء 21 .