تحقير زن به ايده ئولوژى اسلام ناشى از بىاطلاعى از مفاد آيات فراوانى است كه در قرآن آمده است . اين است بعد انسانى و هويت شخصيتى زن از ديدگاه اسلام .
بعد دوم زن و مرد كه عبارت است از قرار گرفتن آن دو بعنوان دو عنصر مهم در تشكل خانوادگى
اگر متفكر و يا يك مكتب اصالت تشكل خانوادگى را در جامعه ضرورى تلقى نكند ، ما بحثى با او نداريم ، يعنى نمىتوان با كسى كه رابطهء مرد و زن را تنها رابطهء عمل جنسى براى لذت مانند حيوانات ميداند ، و وظيفهء آنانرا فقط در گلاويز كردن اسپر و اوول خلاصه مىكند ، گفتگو كرد . مباحثى كه اكنون مطرح مىكنيم ، براى كسانى رسميت دارد كه خانواده را بعنوان اولين عنصر زندگى اجتماعى و عامل شكوفا شدن عواطف و احساسات انسانى مىپذيرند .
روى اين مباحث با كسانى است كه حد اقل مطالعه را در جنبههاى فيزيولوژيك و پسيكولوژيك مرد و زن ، داشته باشند . با فرض اصالت تشكل آشيانهء خانوادگى كه بعنوان يك اصل پذيرفته شده است براى سرپرستى مجموعهء متشكل خانواده چهار حالت را مىتوان تصور كرد : حالت يكم - هر دو ركن مهم خانواده ( زن و مرد ) سرپرستى را به عهده بگيرند ، به اين معنى كه هر دو صنف با ارادهء آزاد حق سرپرستى خانواده را در همهء شئون زندگى داشته باشند . اين حالت امكانپذير نيست ، حتى اگر سرپرست دو زن يا دو مرد فرض شود ، زيرا استقلال اراده در سرپرستى بدون ترديد به تزاحم و تصادم و در نتيجه به متلاشى شدن خانواده ميانجامد .
حالت دوم - سرپرستى خانواده را زن به عهده بگيرد . در اين حالت با فرض انواع ارتباطاتى كه خانواده با محيط و اجتماع دارد ، تنظيم آن ارتباطات با موانعى مواجه مىگردد ، مانند احتياج شئون خانوادگى در ارتباط با طبيعت