تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
1 - بطور منفرد و مستقل . 2 - با ارتباط زناشوئى با يكديگر . اگر امكان داشت كه هر يك از اين دو صنف بطور منفرد و مستقل زندگى كنند ، بدون ترديد صدها مسائلى كه در حال ارتباط دو صنف با يكديگر بوجود مىآيد ، منتفى مىگشت ، تنها آن مسائلى مطرح مىشد كه مربوط به هويت اصلى زن و مرد بود . ولى تاكنون چنين حالتى كه هر يك از دو صنف بتوانند مستقلا زندگى كنند باستثناى بسيار بسيار معدود امكان پذير نبوده است . زيرا اين دو صنف به علت لذت جوئى و توليد مثل در جاذبهء يكديگر قرار مىگيرند و با دو نوع تفاعل فيزيولوژيك و پسيكولوژيك مسائلى را بوجود مىآورند . بدينجهت است كه آن دسته از محققان و صاحبنظران كه در بررسى اين دو صنف همواره هويت استقلالى آن دو را مورد تحقيق و بررسى قرار مىدهند ، سخت در اشتباهند . زن در جاذبهء مرد ، غير از زن بطور مستقل و مجزا از مرد است و همچنين مرد در جاذبهء زن غير از مرد بطور مستقل و مجزا از زن است . بنا بر اين ، براى بدست آوردن يك شناخت همه جانبه در بارهء مردى كه داراى همسر است ، بدون ترديد شناخت خصوصيات آن زن كه بعنوان همسر در حيات وى مؤثر است ، ضرورى و حتمى است ، و بالعكس ، براى شناخت همه جانبهء زنى كه داراى همسر است ، شناخت خصوصيات مردى كه بعنوان همسر در حيات آن زن مؤثر است ، ضرورى و لازم است اگر مبناى زناشوئى مرد و زن بر همان هويت طبيعى خدادادى استوار شود و هر يك از طرفين با آگاهى به تساوى شخصيت انسانى آن دو و با نظر به مختصات طبيعى هر يك از طرفين كه معلول ضرورتهاى قانونى طبيعى است ، در جاذبهء يكديگر قرار بگيرند ، اگر اوصاف والاى فرشته خوئى در آن دو انسان كاملا بارور نگردد ، حد اقل از يك زندگى سعادتمندانه برخوردار خواهند گشت . و اگر هر يك از طرفين با يك عده مسائل و اصول پيشساخته اى كه در بارهء طرف مقابل مغزشان را اشغال نموده است ،
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 256 | محمد تقي جعفري